نعناکار در ۲۲ آبان ۱۳۹۱

دوستی نوشته بود یکی ازعلتهای عدم پیشرفت کشور(ایران) این است که کارآفرینی تنها در آموزش خلاصه می شود و اگر کسب و کاری راه اندازی می شود به علت درماندگی فرد از عدم استخدام در یک شرکت اتفاق می افتد . در ادامه آورده است ، چرا سنگاپور که منابع مالی ، اجتماعی و جغرافیایی(ثروتهای خدادادی) چندان مناسبی نسبت به ایران ندارد در رتبه یک دنیا و ایران در رتبه ۱۴۵ قرار دارد. ایشان اضافه کرده اند، باید چاره ای اندیشید و از مریخ یک تحول گر عظیم و درخور شناسایی به کار گرفت تا به رتبه سنگاپور برسیم در کشوری که مهندسان مدیرند و دانش آموخته گان مدیریت به دنبال شغل مهندسی می روند نتیجه بیش از آن نمی شود …دلمان خیلی پر است چرا که خود متولیان آموزش کارآفرینی ، یا ادبیات یا الهیات یا حقوق یا مهندسی آبیاری گیاهان دریایی خوانده اند و به عنوان استاد کارآفرینی به جامعه خدمت می کنند. در پاسخ باید گفت: همه ما نیازمند به مطالعه وملاحظه نظرات موافق و مخالف در صنعتیم و بی تردید مشتاق پیشرفت کشورمان هستیم.آنچه که تحصیل کرده¬گان ما در وحله¬ی اول باید بدانند تعالی کشور است نه تعالی شخصی.تعالی کشور و قرار گرفتن در تراز اول جهانی مسبب تعالی اشخاص نیز هست یعنی هدف تعالی، بزرگتر که شد کوچکتر ها را درهم بر می¬گیرد. بسیاری از ما به عالم و آدم گله مندیم. به همه ناسزا می گوییم.به نظام، به دولت به مجلس به مسئولین و به هر کس که ذهنمان یاری می کند. بنظرم اگر ناسزاگویی را به خودمان و به کم همتیمان معطوف کنیم راهی کوتاهتر و البته موثرتر پیموده ایم. هر گز نصیحت استادم را در دوران کارشناسی، زمانی که واحد الکترونیک قدرت را در دوره مهندسی الکترونیک با ایشان فرا می گرفتم فراموش نخواهم کرد و از یاد نخواهم برد. از ایشان پرسیدم استاد: شاید الان بتوانم ادعا کنم که کارشناس الکترونیک هستم ولی اگر فردا در دعوت بکار ،فعالیتی مثل نساجی به من پیشنهاد شد چه کنم؟ فرمود: این واحد درسی را چه مدت است با من گرفته اید؟ گفتم: چهار ماه. پرسید: چقدر مسلطی؟ گفتم :بنظرم هرآنچه تعلیم کرده ای یاد گرفته ام. فرمود: همه تخصص ها همین طور است تنها لازمه اش همت بلند و اراده قوی است والسلام. اتفاقاً بعد از فارغ التحصیلی مدیر کارخانه یک شرکت الکترونیکی شدم و اندکی بعد به یک کارخانه تولیدی فرش ماشینی دعوت شدم. آن موقع حتی فرق فرش دستی و ماشینی را نمی¬دانستم ولی با همان ارشاد استاد کمر همت را بستم و ادعا می¬کنم بعد از گذشت زمان کوتاهی با مطالعه این صنعت و بررسی مشکلات تولید آن در کشور وتحقیق پیرامون ایجاد نیازجدید بازار ، طرح اولین فرش محراب که مخصوص مساجد است را بعنوان یک نو آوری زدیم .متعاقب آن شرکت های دیگر با تاسی و پیروی باعث تحولی در رونق فرش در سالهای رکود ۷۳ به بعد شدند .حالا سئوال این است: چون مهندس الکترونیک بودم نباید در این صنعت ورود می کردم؟ آنچه مهم است اراده افراد و همت آنهاست نه نوع تحصیلات و فرصت هایی که معمولاً انتظار داریم دیگران در اختیار ما بگذارند .ملاک کار آفرینی اراده افراد است نه صرفاً دانش دانشگاهی. شاید بهمین دلیل است که بسیاری از افراد کم سواد یاتحصیل کرده گان با گرایش های غیر کشاورزی از کارآفرینان بنام صنعت کشاورزیند و در مقابل مهندسین کشاورزی که در جستجوی کارند. یادمان باشد افراد باید خود فرصت ساز باشند. نهراسند از شکست و زمین خوردن دلهره نداشته باشند بدانند و ایمان داشته باشند مدد کاری دارند که بزرگترین مدد کار است. توفیق مزید

نعناکار در ۲۵ مهر ۱۳۹۱

تعریف می کنند مردان قبیله سرخ پوست درایالات متحده آمریکای از رییس جدید پرسیدند: آیا زمستان سختی در پیش است؟

رییس جوان قبیله که تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میدهد :

برای احتیاط بروید و هیزم تهیه کنید.

سپس جهت اطمینان با سازمان هواشناسی کشور تماس می گیرد.

رئیس:آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟

هواشناسی: اینطور به نظر میاد

 بعد از شنیدن این مطلب رییس به مردان قبیله دستور می دهد تا هر چه بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن شود یک بار دیگر با سازمان هواشناسی تماس میگیرد .

رئیس:شما نظرقبلی تون رو تایید می کنید؟

هواشناسی: «صد در صد»،

رییس به همه افراد قبیله دستور میدهد که تمام توانشان را برای جمع آوری هیزم بیشتر ،بکار برند. و برای چندمین بار  با سازمان هواشناسی تماس میگیرد:

رئیس: آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟

این بار پاسخ بسیار جالب است .

هواشناسی: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!

رییس: از کجا می دونید؟

هواشناسی: چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن!!

خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم حالا بنظر شما دلار باز هم گرون میشه ؟؟

متاسفانه فرهنگی در ایران حاکم است که با عقاید دینیمان سازگار نیست اگر دشمن شناخت کافی از آن داشته باشد براحتی میتواند مورد سوء استفاده قرار گیرد .بنظرم داستان را یکی از دوستانم از کشور ژاپن تعریف میکرد. می­گفت : من در دوره دانشجویی در کشور ژاپن مستاجر یک زن کهن سال بودم. روزی هنگام خرید مایحتاج منزل متوجه تابلویی در مغازه محل شدم. نوشته بود “به اطلاع میرساند در چند ماهه آینده با کمبود شکر مواجه خواهیم شد.” من هم برای خوشنودی صاحب خانه چند کیلو بیشتر از نیاز گرفتم . وقتی شکرهای خریداری شده را جلوی خانم صاحب خانه گذاشتم با کمال تعجب پرسید: چرا این همه قند خریده ای؟ من هم با بادی که به غبغه انداخته بودم و با تبختر داستان را گفتم. بلافاصله بعد از شنیدن داستان من دستور داد تا منزلش را ترک کنم. این بار نوبت من بود تا تعجب کنم . دلیلش را پرسیدم گفت: مرد جوان وقتی این موضوع اعلام شده معنا و مفهومش این است که : مردم! با کم کردن مصرف اجازه بدهید دیگران هم استفاده کنند و شاهد تغییری درافزایش قیمت­ها نباشیم.

حال این داستان واقعی را با فرهنگ خرید ما قیاس کنید. به­ محض شنیدن خبری دال بر گران شدن کالایی سراسیمه و بدون نیاز به آن کالا حریص می شویم و دلیل می­آوریم چون ثبات اقتصادی نیست راه چاره همین است! غافل از اینکه ما با این تقاضای بی مورد موازنه را برعکس کرده و یکی از مهمترین عوامل ناثباتی اقتصادی می شویم.این قصه به یک سریال بی نهایت قسمتی تبدیل شده است و همچنان ادامه دارد تا تغییری در رفتار اقتصادی اجتماعی ما ایجاد شود. چند وقت پیش هم برای کره معمولی اتفاق افتاد.مردمی که حتی در سفره صبحانه نیز از این کالا استفاده نمی کردند با تصور قحطی شدن چنان هجومی به فروشگاه های محل خود بردند که با فضا سازی ایجاد شده توسط مردم کارخانجات و دلال ها را مهیا برای گرانتر کردن کره کرد.خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم. داستان نخریدن مرغ در عربستان به منظور مبارزه با افزایش قیمت داستانی عبرت آموز برای همه ما در مهر ماه سال جاری است . ظاهراً باید ارزش های دینی مان را دوباره مرور کنیم. چون دیگران ارزش های دینی مان را بهتر از خودمان رعایت می کنند.

نعناکار در ۲۲ مهر ۱۳۹۱

با توجه به فضای کسب و کارهای جدید که در سالهای اخیر رشد شایانی پیدا کرده است و اینکه بسیاری از جوانان علاقمند مشتاق به ایجاد یک کسب و کار و کارآفرینی نوین هستند و از طرفی شاغلین دستگاه های دولتی و نهادهای عمومی که مصمم به تبدیل مشاغل دولتی خود به خصوصی شده اند و از طرفی رونق گرفتن اجرای اصل ۴۴ که بعد از واگذاری با قطع کمک های دولتی با مشکل نقدینگی مواجه شده اند ، مشکل تامین منابع مالی و نیازهای سرمایه ای یکی ازبزرگترین چالشها و شاید مهمترین مانع آنها برای راه اندازی کسب و کارشان است . طبیعتاً برای حل این مسئله یعنی تامین منابع راهکارهای متنوعی وجود دارد و صاحبان صنعت و حرف با توجه به توانایی و شناخت شخصی باید به یکی از این روش ها که در ذیل خواهد آمد رو آورند و اجرایی کردن هر کدام از این این روش بسته به بزرگی و کوچکی کسب و کارهمراه با مدیریت صحیح آغاز شروع یک موفقیت اقتصادی است. اصولاً در تامین منابع مالی برای صنایع و خدمات چهار روش کلی وجود دارد که می­توان با توجه به وضعیت موجود کسب و کار و مالکان آن بشرح زیر به آنها اشاره کرد.

 ۱- روش های مالی غیر قرضی که معمولا با کمترین استقراض مواجه است . این شیوه شامل سرمایه شخصی و دیگری مشارکتی است. کارآفرینان نخستین جایی که به آن اتکا می­کنند ، منابع مالی و دارایی های شخصی خودشان است .این منبع ارزانترین منبع مالی دردسترس است و نیاز به بوراکراسی اداری و سپس بازپرداخت اصل سرمایه و سود آن نیست و مدت برگشت سرمایه بدلیل عدم پرداخت بهره، کوتاه تر خواهد بود. اما در مبحث شراکت می توان سرمایه گذاری خارجی و داخلی و همچنین اوراق مشارکت و بورس را که در حقیقت همه صاحبان اوراق و سرمایه بگونه ای مالکان اصلی کسب و کار هستند و بهره ای از محل سرمایه گذاری خود دریافت نمی کنند را لحاظ نمود. ممکن است در این روش سود سالانه و یا فروش سهام که ارزش افزوده پیدا کرده است باعث افزایش منبع آورده شرکا باشد ولی این از محل معامله سهام است نه بهره سرمایه آورده.

 ۲- روش دوم استقراضی است . از آنجا که کسب و کار در کشور ما صبغه بانک محوری دارد این از متداولترین روش های تامین مالی یشمار می­آید. استقراض می­تواند منبع داخلی و یا خارجی داشته باشد که نمونه های داخلی آن وام های متفاوت و متنوع سیستم بانکداری ، بازار وام با بهره ثابت (اوراق قرضه)، موسسات دولتی و چند جانبه، منابع محلی سرمایه و لیزینگ می­باشد و نمونه خارجی شاخص آن فاینس است که از متداولترین روش تامین مالی از بانک های خارجی است . البته بانک توسعه اسلامی و صندوق ذخیره ارزی را نباید از قلم انداخت.

 ۳- روش بعدی بخشی از کسب و کارها را شامل می شوند که مطابق مقررات و مصلحت های نظام مشمول کمک های رسمی دولت و یا موسسات مالی و عام المنفعه هستند.

 ۴- و بلاخره روش چهارم که مبتنی بر وام های بلاعوض می باشد . این کسب و کارها معمولا خدماتی و رفاهی برای بخشی از نیازمندان کشور است. روش های بالا حسب بزرگی و کوچکی طرح، میزان سرمایه مورد نیاز(ریالی و ارزی) و قس علی هذا مورد استفاده قرار می­گیرند.

نعناکار در ۱۷ مهر ۱۳۹۱

شاید شما بدلیل سوابق کاریتان با مدیران مختلفی در دنیای تجارت آشنایی داشته باشید و این حوزه شناخت ،شمارا شخصی قدرتمند در کسب و کارتان کرده باشد .اگر با این توانایی در یک سازمان  جدید  و غیر نرمال وارد شوید چگونه رفتار خواهید کرد؟ مدیران ارشد این سازمان آشنایی کامل با شما ندارند، توصیه می شود در ابتدای ورودتان از انرژی پتانسیل خود جهت پیشرفت سازمان استفاده نکنید. صرفا به ماموریت های واگذار شده بپردازید. متاسفانه در این گونه سازمان ها، بدلیل عدم شناخت کافی ، به شخصیت شما توجه نکرده و آسیب خواهند زد. با افزایش پیشنهاد هایتان  ،کم کم اولین تهمت ها را خواهید شنید. صبور باشید و مطمئن باشید با گذشت زمان توانایی شما آشکار خواهد شد. در مرحله اول منتظر بمانید تا سازمان از شما درخواست مساعدت کند. چنانچه بدون درخواست و فقط بدلیل حس مسئولیت وصرف انگیزه رشد و انتفاع سازمانی ، توانایی تان را هزینه کنید متضرر خواهید شد . در اینگونه سازمانها باید بدانید با طرح هر پروژه ای ممکن است یا نفع کسی بخطر افتد و یا افرادی که رانت خواری آنها بعدا برای شما ثابت خواهد شد علیه شما موضع بگیرند و اولین سوء ظن ها را نثارتان کنند . حتما این مصرع را شنیده اید: از کوزه برون تراود آنچه که در اوست . این افراد بدلیل سوابق عملکردی و سوء استفاده های مختلف در دوران مدیریت قبلی که معمولا برای خود حقوقی فراتر از عرف و قانون قائل بوده و استفاده ها کرده اند، برای فرار از تهمت دیگران ، براحتی به شما انگ خواهند زد . رعایت این شیوه در حقیقت پیروی از گفته امیرالمومنان است از مواضعی که ممکن است مورد تهمت قرار بگیرید پرهیز کنید. در ابتدا سازمان را باید شناخت البته روابط غیر سازمانی مهم تر است و مطابق درخواست سازمان از میزان دانش تان هزینه کنید. به خود فرصت دهید تا مدیران ارشد شناخت کافی از توانایی و سلامت و پاک دستی تان پیدا کنند آنگاه بعد از درخواستشان در مواردی که نیاز به مساعدت دارند از دانش، تکنیک و روابط تان هزینه کنید. این شیوه تنها برای ورود به سازمانهای جدیدو غیر نرمال تجویز می شود .لکن در سازمانی که شناخت و اعتماد کافی به شما دارند و توانایی شما را می دانند و برای همین توانایی شما را دعوت بکار کرده اند برای ارتقا آن سازمان از هیچ کوششی دریغ نکنید. چون که صد آید نود هم پیش ماست. نتیجه تلاش شما یعنی رشد سازمان ، ارتقاء تراز ملی، رفاه بیشتر خود و همکاران و اعتماد به توانایی ها

نعناکار در ۵ مهر ۱۳۹۱

از زمانی که بهمن را شناختم تا روزی که ملکوتی شد بیاد ندارم که نماز شبش را ترک کرده باشد. در مقر سپاه اتاق کوچکی بود که مساحت آن به چهار متر هم نمی رسید این اتاق مخصوص عبادت های شبانه او بود، همه دوستان حالت منقلب شدن او را بلاخص در ماه محرم دیده بودند لکن بهمن بیشتر به بذله گویی و نشاط که سرشار از انتقال انرژی بود بین ما شناخته می شد .یک شب که همه بچه ها از مقر سپاه به منازل شون رفته بودند مطمئن بودم که بهمن مثل همیشه شب زنده داری می کند با خودم گفتم بروم و از وجودش بهره ای ببرم وقتی به مقر سپاه رسیدم نماز شبش را اقامه کرده بود و روبه قبله دراز کشیده بود و روی بدنش را با ملافه ی سفید رنگی عین یک میت پوشانده بود فقط صورتش پیدا بود . با صدای عصای من یک چشمش را باز کرد نیم نگاهی کرد و گفت یا الله امام زمان یک پایی ندیده بودم.