حدود و ثغور آزادی(قسمت پایانی)

 هنگامی که انسان مراحل طفولیت را طی می کند و به حد بلوغ می رسد، آزادی او به دلیل قانونمندی شرع محدودتر می‌شود و شرع او را موجودی مسئول می‌شناسد، برعهده او بایدها و نبایدهایی را تعریف می‌کند و در قالب آزادی معنوی، امر به تهذیب نفس می دهد و از او حفظ ارتباط با خالق هستی بخش را در قالب نماز و روزه و ارتباط با مستضعفین و مستمندان را در قالب زکات و انفاق می طلبد. دفاع و جهاد با دشمن را در زمان خاص خود واجب می شمارد و بر او هر عمل فردی یا اجتماعی را که حیات معنوی و رشد و تکاملی وی را به خاطر می اندازد حرام می‌سازد و تخلف از آنها را جایز نمی داند. لذا به هیچ شخصیت حقوقی و حقیقی اجازه داده نمی‌شود که از حدود و ثغور فرامین الهی تعدی کند و با نیروی قهر و جبر ، نسبت به انجام تکالیف، واجبات و محرمات تا حد جرح بهره گیرد. انسانی که در نگاه شرع موظف است تکالیف الهی خویش را انجام دهد، و از ناحیه شارع تهدیدات شدیدی به منکران و حتی کاهلان فرائض داده است؛ چنانچه به هر دلیلی از اوامر الهی سرپیچی کنند – گرچه مستحق عذابهای وعده داده خداوند باشند – از منظر قانون، شهروندان و کارگزاران حکومتی آزادند و تا زمانی که اعمالشان به خودشان بر می گردد و تعدی و تجاوز به حریم جامعه نیست، کسی نمی‌تواند متعرض آنان شود. از طرف دیگر، همانند دیگر شهروندان در مسائل شخصی از مصونیت و امنیت برخوردارند. به استناد همین دلیل می‌بینیم که در اصل ۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است که:

 «بازرسی و نرساندن نامه‌ها و ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی و افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، و سانسور و عدم مخابره و نرساندن آنها و استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون»

 لکن، دسته دیگری از اعمال وجود دارد که شارع حکیم، استفاده از آنها را به نام آزادی ممنوع کرده و در مرحله عمل، حکومت اسلامی را ناظر بر اجرای آن قرار داده و به منظور اجرای دقیق آن، استفاده از جبر و تحمیل و برخورد جدی با عاملان را نه تنها تجویز، بلکه واجب شمرده است و در برخی موارد حد یا تعزیر و تنبیه بدنی و مالی و در مواردی قتل برای آنها در نظر گرفته است و بدین سان، آزادی انسان را (با مفهوم هرج و مرج و بی بند و باری) با استفاده از قوانین به منظور تکریم جامعه و سلامتی آن محدود ساخته است، وبرای اینکه آزادی وکرامت انسانی دستخوش عنان گسیخنگی نگردد، برای آن چارچوب قانونی ایجاد کرده است. در اینجا می توان موارد زیر را از جمله آزادی‌های ممنوع برشمرد.

 1 – تعدی به حقوق دیگران

 2 – ایجاد مزاحمت برای دیگران

 3 – تظاهر به منکرات

 4 – تخلف از مقررات حکومتی و تهدید امنیت ملی

 5 – اهانت به مقدسات و مواردی دیگر که لازم به ذکر نیست.

 اگر در نظام اسلامی رعایت موارد فوق را قانون بدانیم (که هست) آزادی از قید این قوانین، جامعه را به هرج و مرج می‌کشاند. عدم کنترل در موارد فوق، ویا ناکافی بودن قوانین ، موجب برهم زدن نظم جامعه می‌شود. اگر افراد جامعه صرفاً بر اساس امیال و خواسته خود اقدام کند و مصالح عمومی مردم را در نظر نگیرند. مسلماً اصطکاک، تزاحم‌ها و مفاسد فراوانی پیش خواهد آمد که کمتر کسی از این وضعیت سود خواهد برد. به همین دلیل اصل لزوم حکومت و اهمیت به نظم و قانون، امری است که عقل به ضرورت آن حکم می‌کند. بنابراین وجود نعمت آزادی نباید موجب سرمستی افراد جامعه و تجاوز از حدود و ثغور آزادی گردد.

 نسال الله سبحانه ان یجعلنا و ایاکم ممن لانبطره نعمه ولا تقصر به عن طاعه ربه غایه و لا تحل به بعد الموت ندامه و لا کابه، یعنی : از خدا می‌خواهیم که ما و شما را از کسانی قرار دهد که نعمت، سرمستشان نکند و هیچ هدفی از اطاعت پروردگار بازشان ندارد و پس از مرگ هیچ پشیمانی و رنجی بر آنان فرود نیاید

I thought, people don’t say they enjoy something if they https://essayclick.net/ don’t mean it, especially not these people.
۰۵
آذر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه
برچسب‌ها

آزادی سیاسی(قسمت چهارم)

نوع دیگری از آزادی، آزادی سیاسی است که ظهور و بروز آن بیشتر در جامعه است و به اصطلاح وجود آن در جامعه جایگاه مردم را در ارتباط با حکومت بیشتر تبیین می‌کند. قدرت نظارت بر حکومت، اعتراض بر بعضی از تصمیمات، آزادی بیان و … همه و همه را طفیلی آزادی سیاسی می‌توان دانست.

البته آزادی سیاسی معمولاً به معنای مجاز بودن مردم و افراد جامعه در گفتار و نوشتار علیه بعضی از اقدامات دولت است و این دو را از مهمترین موارد، خواست‌های محافل می‌دانند لذا آزادی تا محدوده دفاع از عملکرد دولت را آزادی سیاسی نمی‌دانند؛ چون هر حکومتی از این نوع آزادی استقبال می‌کند و مطلوب هر حکومتی است گرچه حکومت علی علیه السلام را باید از این قاعده مستثنی کرد.

آزادی سیاسی به معنای واقعی خود، ارزشی است که تحقق عملی آن، جز در سایه باور عمیق دولتمردان و برخورداری آنان از ویژگی‌های تربیتی و روحی خاص میسر نخواهد بود؛ زیرا احترام به آزادی مردم امری نیست که با هر طرز تفکری و هر روحیه‌ای و اخلاقی سازگاری داشته باشد. بدون پیش نیازهای لازم آزادی سیاسی هیچگاه در جامعه تحقق پیدا نمی‌کند و لذا زمینه‌های آن را هم مردم و هم دولتمردان باید در خود به وجود بیاورند.

در حوزه بحث، آزادی سیاسی را می‌توان در بخش‌های زیر تقسیم بندی کرد:

۱ – آزادی اندیشه

۲ – آزادی عقیده

۳ – آزادی بیان

۴ – آزادی عمل

وقتی مشاهده می شود در یک دوره دولت مردمی صدها افترا و دروغ بر حکومتی بسته می شود موضوعی است فرا تر از آزادی که نیاز است در عین مجاز دانستن انتقاد از سیاه نمایی علیه یک دولت جلوگیری شود و  انصاف را فرهنگ سازی کرد.در دولت های  دینی و مبنتی بر اسلام انتقاداز عملکرد دولت حرکت به سمت جلو است نه ترویج دروغ و افترا در بین مردم به اسم آزادی. اصولاً همانطور که توضیح داده شد، این آزادی‌ها زمانی میسر است که کارگزاران را میکروب نخوت و بزرگ بینی بیمار نکرده باشد و کارگزار حکومتی به خود به عنوان عقل کل نگاه نکند. در غیر این صورت انتظار استبداد و جدایی مردم از حکومت می‌رود. از طرفی ساده زیستی و تماس مستمر با مردم باعث برقراری حکومت مردمی می گردد. رهبر انقلاب در بیانی در شرافت دولت نهم می فرمایند:شرافت شما در همسطح بودن با ملت ،ساده زیستی و تماس و انس مستمر با مردم است و تجلی عملی این خصوصیات در رفتار رئیس جمهور و هیأت دولت باعث جلب اعتماد بیشتر مردم و ریشه کن شدن بلای اسراف و اشرافی گری می شود.

حضرت علیه السلام در این خصوص می‌فرماید: وان من اسخف حالات الولاه عند صالح الناش ان یظن بهم حب الفخر و یوضع امرهم علی الکبر [۱] یعنی: در دیده مردم پارسا، زشت‌ترین خوی والیان این است که در مورد آنان گمان فخردوستی و بزرگ فروشی رود و کردارشان به حساب کبر و خودخواهی گذاشته شود.


[۱] – نهج البلاغه – خطبه ۲۰۷

مطالعه بیشتر:
 آزادی (قسمت اول)
 آزادی ( قسمت دوم)

آزادی (قسمت سوم)

And if you don’t have any publication credits, you should https://pro-essay-writer.com/ not feel bad about that.
۲۳
آبان ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها ۲ دیدگاه
برچسب‌ها

وحدت و یکپارچگی مردم

همه ما به یقین می دانیم که اگر نیروهای لازم و مربوط، جهت پدید آوردن یک شیء مورد نظر، متراکم و متمرکز گردد، آسانتر و بهتر لباس هستی و عینیت خارجی خواهد پوشید. مثلاً اگر بنا شود یک دایره المعارف جامع الاطراف و بزرگی پیرامون عظمت و ابعاد انقلاب اسلامی با همه شگفتیها و رخدادهای اعجاب انگیزش نوشته شود و یا چنانچه تاریخی گویا و شامل تمامی ایثارگری‌ها و فداکاری‌ها امت اسلامی ایران به نگارش درآید، این کار ممکن است از دو طریق صورت پذیرد. نخست اینکه فرد یا افرادی به تنهایی و جدای از همه، دست به چنین کار مهم وبزرگی دست بزنند. دوم اینکه نویسندگان و محققان با همکاری و روی هم ریختن نیروهای زبده و کارکشته و در پرتو تمرکز قدرت فکری و علمی، چنان اثر بزرگ و تاریخی را فراهم آورند بی گمان کار به شکل دسته جمعی و ایجاد یک مرکز قوی با هماهنگی‌های لازم ما را در رسیدن به آن هدف بزرگ تواناتر و کامرواتر خواهد کرد. البته، همانگونه که وحدت و تمرکز قدرت، ما را در آرمانها و اهداف مقدس، نیرومند و موفق می‌کند. پراکندگی و اختلاف، همه قوای ما را به تحلیل می برد و دچار ضعف و زبونی می‌سازد.

اگرچه در پیشرفت مسلمین و پیروزی سریع و برق آسای اسلام، عوامل حفاظتی مؤثر بود ولی از میان همه علل موفقیت مسلمانان، اسباب گسترش فوق العاده اسلام، اتحاد و اخوت آنها با یکدیگر، مهمتر و مؤثرتر بود. مسلمانان در پرتو ایمان به خدا، تعالیم حیات بخش اسلام به چنان وحدتی دست یافتند که گویا همه یکی بودند و یکی همه.

مسلمین با الهام از قرآن مجید و پیروی از روش پیامبر بزرگوار اسلام، مصالح امت و جامعه اسلامی را بر مصالح فردی خویش مقدم می داشتند و آنچه را برای خود می‌خواستند برای برادران دینی خویش نیز خواستار بودند. اگر کسی مبتلا به دردی بود، همه احساس درد می نمودند و چنانچه مسلمانی به نعمتی متنعم می‌شد، همگی احساس نعمت و شادی
می کردند.

رشد سیاسی، اجتماعی مسلمانان و ایثار و گذشت آنان به درجه‌ای رسیده بود که مایه شگفتی و حیرت دیگران گردید. مسلمین هنگامی که به چنین حدی از شعور اجتماعی و اخوت اسلامی دست یافتند، به آسانی توانستند در برابر قدرت‌های بزرگ جهان آن روز، مقاومت کنند و پرچم عدل اسلامی را در بسیاری از کشورهای مجاور به اهتزاز در آورند.

خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «همگی به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و هرگونه وسیله ارتباطی دیگر) چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او در میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید و شما بر لب حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آنجا برگرفت[۱]».

قرآن به نعمت بزرگ اتحاد و برادری اشاره کرده و مسلمانان را به تفکر در وضع اندوه بار گذشته و مقایسه آن با پراکندگی با این وحدت دعوت می کند و می گوید : فراموش نکنید که در گذشته چگونه با هم دشمن بودید. ولی خداوند در پرتو اسلام و ایمان دلهای شما را به هم مربوط ساخت و شما دشمنان دیروز، برادران امروز شدید.

دیگر اینکه مسئله تألیف قلوب مومنان را به خود نسبت داده، می گوید: خدا در میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و با این تعبیر، اشاره به یک معجزه اجتماعی اسلام شده، زیرا اگر سابقه دشمنی و عداوت پیشین عرب را به دقت بنگریم و ببینیم که چگونه کینه‌های ریشه دار در طول سال‌های متمادی در دل‌های آنها انباشته شده بود و چگونه یک موضوع جزئی و ساده، کافی بود آتش جنگ خونینی در میان آنها بیفروزد مخصوصاً با توجه به انیکه « مردم نادان و بی‌سود و نیمه وحشی معمولاً افرادی لجوج و انعطاف ناپذیرند و به آسانی حاضر به فراموش کردن کوچکترین مسائل گذشته نیستند، در این صورت اهمیت این معجزه بزرگ اجتماعی اسلام آشکار می‌شود و ثابت می گردد که در طی چند سال، از چنان ملت پراکنده و کینه‌توز و نادان و بی خبر، ملتی واحد و متحد و برادر بسازند[۲]

امروزه سدهای صنعتی عظیمی در نقاط مختلف جهان برپا شده که مبدا تولید بزرگترین نیروهای صنعتی است و سرزمین‌های وسیعی را زیر پوشش آبیاری و روشنایی خود قرار داده است. اگر درست فکر کنیم، می‌بینیم این قدرت عظیم چیزی جز نتیجه به هم پیوستن قدرتهای ناچیز دانه‌های باران نیست و آنگاه به اهمیت اتحاد و کوشش‌های دسته جمعی انسانها واقف می‌شویم. در احادیث فراوانی که از پیامبر و پیشوایان بزرگ اسلام به ما رسیده به لزوم و اهمیت این موضوع با عبارات مختلفی اشاره شده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی شاگرد وارسته مکتب علی علیه السلام در اهمیت این موضوع، خطاب به ملت ایران می گوید: «عزیزان من! آنچه که ملت و کشور ما را در مقابل توطئه‌های بی‌حساب دشمنان و توطئه گران مصونیت بخشیده است، چند عامل مهم بوده است که یکی از مهمترین آنها وحدت کلمه آحاد ملت است. هر ملتی که متحد باشد، هر ملتی که میان خود تنازع و جدال ویرانگر نداشته باشد، هر ملتی که با … مسئولان هم به وظایفشان در مقابل ملت عمل کنند و خود را خدمتگذار مردم بدانند، آن ملت در مقابل همه دشمنیها شکست ناپذیر خواهد شد. این یک امر قهری است. ملت ما این را در طول این بیست و دو سال تجربه کرده است. ما در میدانهای سخت، این شکست ناپذیری را نشان دادیم. هر کس با ملت ایران دشمنی می کند، یکی از بزرگترین دشمنی‌هایش عبارت است از این که وحدت عظیم ملی و این همدلی ملت با مسئولان را از بین ببرد یا در آن خدشه‌ای به وجود بیاورد. این دشمنی است. بعضی‌ها این دشمنی را می کنند[۳]


[۱] – آل عمران – ۱۰۳

[۲] – تفسیر نمونه – ناصر مکارم شیرازی

[۳] – نماز عید فطر ۱۳۷۹ – آیت الله سید علی خامنه‌ای

Also, keep 5 minutes for proofreading because in the exam environment https://essayclick.net/ we can easily miss articles like a, an and the.
۲۹
مهر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

آزادی (قسمت سوم)

پس از آشنایی اجمالی با مفهوم و موقعیت آزادی در دو قسمت قبل به بررسی اولین قسمت یعنی آزادی معنوی می پردازیم.

آزادی معنوی

انسان موجودی است مرکب که دارای قوا و غرایز گوناگونی است مانند شهوت، غضب، حرص، طمع، عقل، وجدان اخلاقی، … و آزادی خواهی. گرایش انسان و بروز اخلاقیات و عملکرد او محصول غلبه هر یک از قوای نهفته اوست. انسان می‌تواند افسار اختیار خود را به دست تمناها و آرزوهای نفسانی و حیوانی خود بسپارد و تا آنجا به پیش رود که وجودش در اسارت تعلقاتش قرار گیرد و کوچکترین عزم و اراده‌ای هم در نهاد او نباشد حتی اگر عقل و وجدان و فطرت انسانی‌اش هم از درون بر او لهیب زند کوچکترین اثر بخشی خود را هم از دست داده باشد و دیگر قدرت و تصمیمی برایش باقی نمانده باشد. در این صورت هوای نفس، مانند زنجیری است که پنهان بر گردن و دست و پای او گذارده شده و بی‌اختیار به هر سو می کشدش. آزادی معنوی یعنی گذشتن از همه این زنجیرها، آزادی معنوی یعنی آزادی از درون، آزادی از حصارهای حیوانی، رهایی از قیود شیطانی و خروج از بندگی جاه و مقام و درهم و دینار. آزادی معنوی یعنی این که راه اراده و تصمیم انسان را حیوانیت او نبندد، بلکه آنچه مانع او می‌شود تنها مقتضیات شأن انسانی و اهداف متعالی‌اش باشد. آزادی کامل معنوی یعنی «استقلال، و وابستگی به عقیده و ایمان و ایدئولوژی[۱]». در حقیقت آنچه که تک تک مردم باید در هر زمان در پی آن باشند، آزادی معنوی است که موجب تعالی و ترقی اوست. آزادی معنوی باعث تهذیب نفس و خودسازی است و می‌دانیم اکثر جوامع منحرف، انحرافشان از درون شروع می‌شود و در حقیقت این جوامع به دنبال تمایلات نفسانی خویش در جستجوی قوانین متناسب با خواسته‌های خویشند. از نکات جالب توجه این است که باب آزادی معنوی در هیچ دورانی بسته نیست و بر خلاف آزادی سیاسی که متعاقباً خواهیم گفت، با استبداد هیچ عامل خارجی به بند کشیده نمی‌شود و تنها مستبد او غلبه قوای نفسانی و شیطانی درون انسان است. آزادی معنوی را می‌توان پایه تمامی آزادی‌های اصولی مردم و سلامتی در جامعه دانست. حضرت علیه السلام اساس آزادی معنوی را تقوی دانسته و در خصوص آن چنین می‌فرماید: فان تقوی الله مفتاح سداد، و ذخیره معاد، و عتق من کل ملکه و نجاه من کل هلکه[۲] یعنی: آری بی گمان تقوا، رمز استواری، اندوخته معاد، آزادی از هر بردگی و نجات از هر تباهی است. الدنیا دار ممر لادار مقر والناس فیها رجلان، رجل باع نفسه فاو بقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها[۳] یعنی: دنیا گذرگاه است، نه جایگاه، که مردمش را دو چهره است. یکی آنکه در دنیا خود را می‌فروشد و به سقوط می‌کشاند ،دو دیگر خویشتن خویش را باز می‌خرد و آزاد می کند.

[۱] – انسان و ایمان – مرتضی مطهری

[۲] – نهج البلاغه – خطبه ۲۲۱

[۳] – نهج البلاغه – حکمت ۱۲۸

مطالعه بیشتر:

آزادی (قسمت اول)

آزادی ( قسمت دوم)

آزادی (قسمت چهارم)

Ielts speaking test in pakistan february 2016 https://justbuyessay.com/ the ielts speaking questions below were shared by z who.
۱۹
مهر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

٬

هم غزه،هم لبنان،جانم فدای اسلام

سازمان ملل متحده به درخواست دولت انگلیس، به منظور بررسی مساله فلسطین و آینده سیاسی آن، در دوم آوریل ۱۹۴۷ م. تشکیل جلسه داد که حاصل آن، تصویب طرح تقسیم فلسطین در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷م. به دو کشور ودولت یهودی و عربی و یک منطقه بین المللی (بیت المقدس) تحت نظر آن سازمان می شود. از زمان اعلام تأسیس دولت اشغال گر فلسطین تا کنون بیش از شصت سال می گذرد و در تمامی این سالها مردم فلسطین تحت فشارهحمه ها ، شکنجه و آزارها و زندان صهیونیست ها بوده و بسیاری نیز در این مسیر به جرم دفاع از میهن اشغال شده خود به قتل رسیده اند. در خلال این سالها فلسطینیان چشم امیدی به دول عربی داشتند که بدلیل ناامیدی مردم از دولت های عربی برای بازپس گیری فلسطین و با تأسی از انقلاب اسلامی ایران، روندی نوین بنام« انتفاضه »  از قیام و مبارزه علیه اسرائیل را پدید آوردند. انتفاضه با هدف رفع اشغال فلسطین، در پاییز ۱۹۸۷م. با نیرویی قوی پا به عرصه حیات سیاسی گذاشت، به گونه ای که حکومت های عربی و گروههای فلسطینی را به دنباله روی از خود وادار ساخت، و برای نخستین بار، اسرائیل را با خطری جدی از درون رو به رو کرد. بدین سان، اسرائیل برای نخستین بار، موضعی دفاعی برگزید و مهاجرت یهودیان به اسرائیل کاهش یافت. اسرائیل کوششی گسترده برای مهار انتفاضه آغاز کرد، ولی هیچ یک از این کوشش ها ( مانند تاسیس دولت خودگردان فلسطین ) تاکنون نتوانسته است آن را سرکوب یا متوقف کند. یکی از راهکارهای جدید صهیونیست ایجاد فضای تردید در بین مردمی است که تفکر تأسیس انتفاضه را به فلسطینیان منتقل کرد و به همین دلیل شاهدیم در حالی که میزان فشار صهیونیست هر روز بیشتر و جنایات آنها هولناکتر می گردد و جنایت از پس جنایت تکرار می شود و فاجعه ی هولناک نسل کشی غزه آغاز می گردد فاجعه ای که منجر به  شهادت بیش از یکهزار و ۴۵۰ شهروند فلسطینی و پنج هزار و پانصد نفر زخمی می گردد ،عده ای با تأیید و یا سکوت شکست خوردگانی، منادی شعاری می شوند که دقیقاً در بطن سیاستگذاران صهیونیستی شکل گرفته و به این عده ،در مرکز کشور افشاگر صهیونیستها دیکته می گردد. جای تعجب اینجاست که این تعداد خود را خط امامی دانسته و دقیقا خلاف رهنمود های امام(ره) حرکت می کنند. ظاهراً فراموش کرده اند انقلاب با سحنرانی تاریخی امام و با دفاع از فلسطین در سال ۱۳۴۲ شکل گرفت. فراموش کرده اند سخنان امام(ره) را که می فرمود: فلسطین مغصوب است؛ یهود را بیرون کنید از فلسطین[۱] می فرمود: از مساعدت و همکارى با مردان فداکارى که در راه آزادى فلسطین مبارزه مى‏کنند غفلت نورزید.[۲] می فرمود: باید بدانند که مقصود دوَل بزرگ استعمار از ایجاد اسرائیل، تنها اشغال فلسطین نیست؛ بلکه اگر به آنان فرصت داده شود، تمام کشورهاى عربى- العیاذباللَّه- به سرنوشت فلسطین دچار خواهند شد[۳] و دهها سخن دیگر که باعث بیداری جهان اسلام گردید. این همه فراموشی زمانی اوج می گیرد که رهبران این عده با برگزاری جلساتی با سورس به دام صهیونیست ها افتاده و اینک این پس لرزه های پیش آمده از برگزاری همان نشست هاست .دشمنان راه امام و رهبری باید بدانند ملت ایران دست دشمنان و زبان عناصر وابسته به بیگانگان را در هر لباس و چهره ای می شناسد و آن را قاطعانه قطع خواهد کرد. چون «مسئله فلسطین مسئله اسلام است»

 

 


[۱] -‏(   صحیفه امام، ج‏۱، ص: ۳۸۷)

[۲] – صحیفه امام، ج‏۲، ص: ۳۲۳

[۳] – صحیفه امام، ج‏۲، ص: ۴۶۱

You notice a little boy digging in the sand at the local playground, and this sparks an entire spin-off a full-length novel about https://justdomyhomework.com/ a man who makes a living digging wells.
۱۹
مهر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه
برچسب‌ها