آزادی(قسمت دوم)

خدا انسان را آفرید و برایش شریعت فرستاد. در شریعت به مقتضای زمان ارسال رسل، مجموعه‌ای از قوانین، از امرها و نهی‌ها را مقرر داشت – و البته بنای عقلا نیز در قانونگذاری چنین است – و اگر پیامبران الهی در بیان شریعت خود شیوه‌ای بهتر تصور می کردند، حتماً به بیان آن می‌پرداختند. و آن مسیر بهتر را به پیروان خود می‌آموختند. همین سکوت آنان دلیلی بر نبودن شیوه بهتر است. بیان امر و نهی‌های الهی، بیان حدود و ثغور آزادی تعریف شده بشر توسط خداوند تبارک و تعالی است. خداوند تبارک و تعالی همراه خلقت بر خلاف دیگر مخلوقاتش که ما از آنها سراغ داریم، آزادی انسان را نیز خلق کرد. از زبان هیچ پیامبر و یا امامی نرسیده است که انسان در ابتدای خلقت از آزادی برخوردار نبود و بعداً به او اعطا شد، یا اینکه انسان اولیه اجازه استفاده از نعمتهای خداوندی را نداشت مگر آنکه بعد از هر بار اجازه گرفتن، مجاز به بهره برداری از نعمتهای الهی بود و یا اینکه هر کس در هر کاری باید از او اجازه بگیرد، در حالی که می دانیم از افتخارات بشر بر دیگر مخلوقات عجین بودن آزادی با خلقتش است. اگرچه خوردن میوه ممنوعه تخطی از امر خدا بود، لکن نمادی گویا از اراده و آزادی انسان در ابتدای خلقت است. آنجا که ذات باری تعالی انسان را خلق می کند و  بر او، امر و نهی هم می‌کند، به تعبیری ضمن اعلام نعمت آزادی حدود و ثغور آزادی را از منظر الهی که البته به دلیل اشرافیت بر بشر جز خیر و صلاح نیست بازگو می‌نماید. ولی آدم، به واسطه برخورداری از همین نعمت از فرمان او تخلف می‌کند و این دلیلی بسیار متقن بر برخورداری انسان از نعمت آزادی است.

حضرت علیه السلام در ضمن خطبه‌ نود به شرح و توصیف این ماجرا چنین می پردازد “چون خداوند زمین خود را آماده ساخت و فرمان خویش را به اجرا رسانید، آدم علیه السلام را از میان خلق برگزید، و او را نخستین آفریدگان خود (از جنس بشر) قرار داد، وی را در بهشت خود جای داد، و روزی فراوان به او اعطا فرمود، و آنچه را که لازم بود از ارتکاب آن نهی کرده و به وی فهماند که اقدام بر این امر، ورود در نافرمانی اوست و مقام و منزلت او را در (نزد خدا) به خطر می افکند. اما آدم علیه السلام به انجام آنچه از ارتکاب آن نهی شده بود اقدام کرد تا چیزی را که علم خدا به آن تعلق گرفته بود وقوع یابد.”

پس ملاحظه می‌شود که ابتدای آزادی در مقابل امر ذات باری تعالی است، گرچه تخطی از امر او باشد و از همانجا شروع می شود و به دلیل همین نعمت آزادی، می‌تواند هم اطاعت امر کند و هم معصیت، می‌تواند هم در راه راست قدم نهد و هم نسبت به حقیقت اصلی کفر ورزد.

آزادی انسان در مقابل انسان

در گذشته مرسوم بود که انسانها را در جنگ به اسارت می‌گرفتند و یا از طرق مختلف مثل هجوم و یا شبیخون می‌ربودند و وجود آنان را به عنوان بخشی از ثروت خویش قلمداد می کردند و به همین دلیل به خود این اجازه را می‌دادند که آنها را بخرند و یا بفروشند. این گروه از مردم جامعه از کمترین نعمت‌های آزادی برخوردار بودند و از حقوق اولیه انسانی محروم می‌ماندند، و بسیاری از آنان از وضع بد زندگی و زیر فشار کارهای طاقت فرسا جان خود را از دست می‌دادند.

اسلام با وضع یک سری قوانین، برخی راه‌های به اسارت گرفتن انسانها را از بین برد و کم کم موجبات آزادگی تدریجی آنان را به وجود آورد و بعدها با رشد فکری بشر، خرید و فروش انسانها را به شکل خاص آن از بین رفت، لکن بردگی مدرنی پیش آمد که حقیقت آن همان معنا و مفهوم گذشته بود.

در اسلام خواسته شده است تا انسانها، انسان دیگری را ارباب خود نگیرند و نیز خود را به عنوان رب بر دیگری تحمیل نکنند، اسلام به انسان آموخت تا نه مرعوب دیگران باشد و نه تحت سلطه و سیطره دیگران قرار گیرد. از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل است که: «لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حراً»(نهج البلاغه-نامه ۳۱) یعنی: برده دیگران مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                                     زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

و از طرف دیگر در افکار و اندیشه‌های خویش انتخاب گر است، به گونه‌ای که حتی به اسارت افکار خویش نرود، چه رسد به اینکه در جوامع و حکومتها، اندیشه‌های متفاوتی وجود دارد و می‌آموزد که مردم به صرف اینکه اندیشه متعلق به خودشان است نمی‌توانند آن را مورد وثوق قرار دهند مگر آنکه از پایه و منطق استواری برخوردار باشد.

مطالعه بیشتر:

آزادی (قسمت اول)

آزادی (قسمت سوم)

آزادی (قسمت چهارم)

They’re great for a change in work setting or a https://pro-academic-writers.com/ midday meditation session.
۰۳
مهر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها ۳ دیدگاه
برچسب‌ها

آزادی (قسمت اول)

آزادی و مردم دو واژه قرین به هم هستند، به گونه‌ای که هر وقت نامی از مردم برده می‌شود، کلمه آزادی را نیز در ذهن متبادر می کند و هست و نیست آن در واقع همه ارزش‌های حضور مردم را در جامعه و نیز جایگاه او را تعریف می‌کند. در این فصل بر آنیم تا به دلیل اهمیت آزادی و مردم، تعریفی از آن را به دست آوریم و انواع آن را به صورت کلان و به اختصار توضیح دهیم، همچنین از آنجا که نظام هستی بر اعتدال استوار است حدود و ثغور آن را هم مشخص کنیم.

آزادی واژه‌ای است دلکش و آشنا که در طول تاریخ پیدایش تمدن بشری و جوامع انسانی، به صورت های مختلف مطرح و در همه ادوار زندگی بشری به صورت مثبت و یا منفی خود را نشان داده است.

آزادی واژه‌ای است که در همه اقشار مردم و صنوف مختلف، از کارگزاران حکومتی تا کوخ نشینان حاشیه‌ای، و از محفل نشینان اهل دانش تا سرایندگان ادیب، و از فریاد شمشیر ظلم ستیزان تا زمزمه کنندگان پرناله در بند و بالاخره … تا صحنه جدال انگیز جراید و مطبوعات معاصر، همیشه و همیشه مورد گفتگو بوده است.

اینجا، در هر مبحثی، سخنانی از حضرت امیرالمومنین علیه السلام آورده می شود تا معلوم گردد علی علیه السلام انسان کاملی است که اوج همه ارزش‌ها را یکجا در خود جمع کرده است. همان کسی که الگوی تام و تمام آزادی خواهی و آزادی بخشی است. بی‌تردید او در مبحث (آزادی) تا انتهای تاریخ حرف آخر را خواهد زد.

نه تنها دیکتاتورها و مستبدان از درک حقیقت علی علیه السلام عاجزند، بلکه آزادی خواهان جهان نیز تا وصول به قله‌های آزادی و آزادگی و جوانمردی او، راه زیادی دارند. باید سالیان متمادی بگذرد و جوامع انسانی پیشرفت‌های قابل توجهی را به دست آورند و عرصه‌ها و وادی‌های آزادی را با پای اندیشه و عمل خویش بپیمایند تا قدرت تحلیل سیره نظری و عملی امیرالمومنین علیه السلام را به دست آورند و آنگاه بالعیان ببینند که باز هم علی علیه السلام جلودار بی بدیل آزادی است.

تعریف آزادی

آزادی، از مفاهیم بسیار مأنوس و رایجی است که می‌توان از جهتی آن را از جمله مفاهیم بدیهی و روشن دانست که اگر هر کلمه‌ای دیگر را به عنوان معرف آن داشته باشیم باز هم به روشنی و وضوح کلمه آزادی نمی تواند باشد.

ابتدا بی مناسبت نیست که نظری به تعاریف آزادی از نظر سیاسیون و علمای اندیشمند داشته باشیم، گرچه آیزابرلین در کتاب چهار مقاله درباره آزادی می گوید: تاکنون دویست تعریف در این باره مطرح شده است[۱]. لکن ما به اختصار به چند مورد بیشتر اکتفا نمی کنیم.

ارسطو: «آزادی یعنی قبول قوانین دولتهای مختلفی که به تناوب حکومت می‌کنند».

جان استوارت میل: «تنها آزادی‌ای که شایستگی این نام را دارد، این است که هر کس به شیوه خاص خودش مصلحت خویش را دنبال کند، به شرطی که به مصالح دیگران آسیب نرساند. آزادی فردی غایت زندگی سیاسی است و باید از آزادی اندیشه دفاع کرد، زیرا ذهن آدمی مهمترین عامل دگرگونی و تکامل جامعه است[۲]».

هابز: «انسان آزاد کسی است که چون بخواهد کارهایی را انجام دهد که در توان و استعداد او هست با مانعی روبرو نشود[۳]».

آیه الله جوادی آملی: آزادی از نگاه اسلام را چنین تعریف می کند: «آزادی از دیدگاه اسلام، یعنی رها شدن از بردگی و اطاعت غیر خدا … پس آزادی حقیقی انسان در این است که با استغفار، خود را از بند گناهان پیشین برهاند و با ایمان و عمل صالح در زمره (اصحاب یمین) قرار گیرد[۴].

امام خمینی می گوید: «آزادی یک مسئله‌ای نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده‌شان آزاد است، کسی الزامشان نمی‌کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید، کسی الزام به شما نمی‌کند که حتماً باید این راه را بروید، کسی به شما الزام نمی‌کند که باید این را انتخاب کنی، کسی الزامتان نمی کند که در کجا مسکن داشته باشی، یا در آنجا چه شغلی را انتخاب کنی، آزادی یک چیز واضحی است[۵]».

آزادی با آنکه کلمه‌ای است که بسیار با هیجان بر زبان می‌آید، لکن به خودی خود پسندیده نیست، بلکه همیشه باید در نظر داشت که آزادی از چه و برای چه خواسته می‌شود.

مطالعه بیشتر:

آزادی (قسمت دوم)

آزادی (قسمت سوم)

آزادی (قسمت چهارم)


[۱] – چهارمقاله درباره آزادی – آیزا برلین – ترجمه محمد علی موحد

[۲] – جان استوارت میل درباره آزادی – شیخ الاسلامی

[۳] – رساله لوپاتان – به نقل از دانشنامه سیاسی – آشوری

[۴] – فلسفه حقوق بشر – آیت الله جوادی آملی

[۵] – صحیه نور / ج ۹ / ص ۸۵

Musclenerd best mobile tracker has just revealed that in addition to support for ios 5.
۱۳
شهریور ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

انتخاب رئیس حکومت توسط مردم

میزان، رای مردم است. مردم با انتخاب و رای خویش به تکلیف آوری مکلف به بهترین انتخابند. آرای عمومی در زمان حاضر از اهمیت فراوانی برخوردار است چرا که بیشتر حکومتها آن را به عنوان یک ضابطه و اصل پذیرفته‌اند و سعی دارند خود را در اعتقاد و عمل به آن پایبند نشان دهند و به این وسیله در میان مردم خود و در سطح بین‌المللی از موقعیت بهتری برخوردار گردند.

امروزه آرای عمومی نه تنها ملاک مقبولیت یک حکومت به شمار می رود، بلکه ملاک مشروعیت آن نیز دانسته می شود چرا که بسیاری از حکومتهای دنیا، منشاء حاکمیت را مردم یا ملت می دانند.

امیرالمومنین علیه السلام شناخت و مطالعه پیرامون نامزدین خلافت را برای مردم از شرایط انتخاب بر می شمارد و انتخاب خویش را نیز بی مطالعه و ناگهانی نمی دانند. او دولت را به گونه‌ای می‌بیند که می بایست مردم را برای خدا بخواهد و به تعبیری در تمامی عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم را به سوی کمال و خداگونه کردن رهنمون می‌سازد. هرچند مردم و انتخاب گران او – حاکم – را برای خویش بخواهند، لکن دولت منتخب، می‌بایست قسط و عدل را شیوه خویش سازد و از سوی دیگر مردم به منظور اصلاح خویش و از آن مهمتر اصلاح جامعه به حکومتی صالح رای دهند. با عنایت به اینکه رهبری با شیوه‌های خیر و یا شر می‌تواند جامعه‌ای خیر یا شر بسازد، کاملاً آشکار خواهد شد که رای مردم در ارتباط با اصلاح جامعه خویش، ارتباطی تنگاتنگ با انتخاب دولت خواهد داشت و در واقع اگر دولتی بر سر ضعیفان جامعه دستی بکشد و یا افسار ظالمان را چنان بکشد که آنان را حتی با کرامت به آبخورگاه حق بیاورد، برخواسته از همان رای با مطالعه و آگاهانه مردم است.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: لم تکن بیعتکم ایای فلته و لیس امری و امرکم واحدا. انی اریدکم لله و انتم تریدوننی لانفسکم. ایها الناس اعینونی علی انفسکم و ایم الله لاتصفن المظلوم و لاقودن الظالم بخزامته حتی اورده منهل الحق و ان کان کارها[۱]

یعنی بیعت شما با من بی مطالعه و ناگهانی نبوده و اکنون کار من و شما یکسان نیست. من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا  برای خویشتن. ای مردم به من برای اصلاح خودتان کمک کنید. به خدا سوگند، داد مظلوم را از ظالم می‌گیرم و افسار ظالم را می کشم تا وی را به آبخورگاه حق وارد سازم اگر چه مایل به این کار نباشد.

این کلام را امام علیه السلام وقتی فرموده که «عبدالله بن عمر بن الخطاب و سعدبن ابی وقاص و محمد بن مسلمه و حسان بن ثابت و اسامه بن زید از بیعتش تخلف نمودند[۲]

علامه جعفری در ذیل همین خطبه نوشته‌اند: از یک طرف بعضی از مدافعین می‌گویند: ابوبکر به جهت شایستگی و علل منطقی مورد بیعت قرار گرفته است، زیرا اگر چنین نبود مورد اعتراض مهاجرین و انصار و همه مسلمانان قرار می گرفت در مقابل این گروه کسانی هستند که می‌گویند اصل جریان نه مطابق نظر آن مدافعین بوده است و نه فلته – حادثه ناگهانی – بلکه بعضی از صحابه پیش از وفات پیامبر اکرم (ص) این جریان را تدبیر و تثبیت کرده بودند و به هر حال با نظر به اینگونه تناقضات در تفسیر جریان فوق لازم است که صاحبنظران مخلص و متقی و مطلع از قضایای صدر اسلام، این جریان را با کمال دقت و حمل و صرف وقت لازم مورد تحلیل قرار داده و واقعیت را تبیین نمایند و لیس امری و امرکم واحدا، انی اریدکم لله و انتم تریدوننی لانفسکم، کار و تلاش و هدف من در حیات غیر از کار و خواسته‌های شما است زیرا من شما را برای خدا می‌خواهم، شما من را برای خودتان. من شما را برای قراردادن در جاذبه کمال الهی می‌خواهم. شما مرا برای اشباع هوی و هوس‌های خود می‌خواهید[۳].

ایشان سپس اضافه می کنند: «مفهوم گفتار امام علیه السلام که فرموده است بیعت شما با من بی اندیشه و ناگهانی نبود، این است که چون بیعت آنها از روی تدبیر و اندیشه بوده کسی نمی‌تواند پس از انجام یافتن بیعت مخالفت کند و یا از آن پشیمان گردد. در این عبارت به بیعت مردم با ابوبکر اشاره شده که عمر درباره آن گفت: کانت بیعه انی بکر فلته و قی الله شرها یعنی: بیعت مردم با ابوبکر ناسنجیده و بدون اندیشه بود و خداوند مردم را از شر آن محفوظ داشت. فرموده است: و لیس امری و امرکم واحداً. این بیان اشاره است به تفاوتی که میان اقدامات امام علیه السلام و خواسته‌های آنها وجود دارد و این تفاوت و اختلاف را با ذکر این که من شما را برای خدا می‌خواهم، روشن می گرداند و معنای سخن مذبور این است که من از شما پیروی و فرمانبرداری می‌خواهم، تا به یاری شما دین خدا را بر پای دارم و احکام و حدود او را اجرا کنم و شما مرا برای خودتان می‌خواهید. یعنی : برای اینکه از عطایا و مقام و منزلت و منافع دیگر دنیوی برخوردار شوید و پس از این گفتار توبیخ آمیز آنان را مخاطب قرار داده از آنها می‌خواهد که برای اصلاح احوال خودشان وی را یاری کنند و فرمانبردار او باشند و دستورها را به کار بندند. سپس سوگند می خورد که انتقام ستمدیده را خواهد گرفت و ستمگر را مهار خواهد کرد. استعاره واژه قود، که به معنای کشیدن است، برای توصیف این معنا است که او ستمکار را به ذلت خواهد کشانید و او را وادار خواهد کرد که حق را اذعان کند و به آن تن در دهد[۴]

«واژه (خزامه) تشریحی بر این استعاره است. همچنین واژه منهل (آبشخور) را که برای حق استعاره فرموده است، بدین مناسبت که آبشخور محلی است که تشنه کامان با رسیدن به آن از رنج تشنگی آسوده می شوند. حق نیز چشمه زلالی است که سینه ستمدیدگان با آن شفا می یابد و با رسیدن به آن درد و رنج آنان برطرف می‌شود و توفیق از خداست[۵]».

لذا مشاهده می‌کنیم در عین اینکه انتخاب رئیس حکومت با اختیار و دانش کامل انجام می‌پذیرد، ولی پس از انتخاب تا زمانی که از حق و اسلام عدول نشود، به منظور پیشبرد اهداف حکومت، کسی اجازه بیعت شکنی و مخالفت ندارد و بسیار جالب است که به عنوان یکی از مصادیق بارز این گونه سیاسی ها  در انتخابات ریاست جمهوری  دوم خرداد ۱۳۷۶همانهایی که برای نامزد خود سنگ او را به سینه می‌زدند، بعد از انتخاب او و گذر زمانی از دوران مسئولیت طرح عبور از همو رامطرح می‌کنند و به نوعی بیعت شکنی می‌کنند، درست مخالف معتقدانی که اگر به او رای نداده‌اند به احترام رأی ملت تا آخر به او وفادار بوده‌اند

 


[۱] – نهج البلاغه – خطبه ۱۳۶

[۲] – شرح نهج البلاغه – میرزا احمد مدرس وحید – ج ۹ – ص ۴۰

[۳] – ترجمه و تفسیر نهج البلاغه – محمد تقی جعفری

[۴] – ترجمه و تفسیر نهج البلاغه – محمد تقی جعفری

[۵] – شرح نهج البلاغه ابن میثم – محمدی مقدم

Reduce your chances of failure in zend 200-550 exam – the future https://pro-academic-writers.com/ of educationa pass 200-550 exam quickly real 200-550 questions we provide up-to-date 200-550 questions & answers with 100% passing guarantee.
۲۷
مرداد ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

گردشگری از دیار خود

تابستان است . فرصتی است تا بسیاری آب و هوای زندگی را تغییر دهند و به سفری ، بازدیدی و سیاحتی بپردازند. این سفر و سیاحت ضرورت حیات بشری است . چه انسانهایی که در قرنهای گذشته با مشکلات و مرارات های فراوان به دوردست ها رفتند و مشهودات ها و تجارب شان را به دیگران با خلوص نیت اهدا کردند. سفرنامه های موجود،توصیف جوامع شهری و روستایی و یا داستانها و افسانه های کهن و ده ها موضوع دیگر که هم اکنون بازگو کننده تاریخ گذشته بشر است با همین روش حاصل و به دست ما رسیده است. دین مبین اسلام که بر مبنای عقل استوار است با تأکید فراوان توصیه به این مهم کرده است. اینک این سفرها که به صنعتی بزرگ و رقابتی تبدیل شده است در انتظار حضور شما ودیگران است .هم اینک ارگانهای جهانی ، ملی و مردمی بسیاری وجود دارد که بشدت در تلاشند تا این صعنت کهن را مدرنیزه کرده و سلیقه مردم را به این سمت و سو بکشانند. صنعتی که بسیاری از صنایع دیگر را به خودش وابسته کرده، حمل و نقل، هتل و رستوران، صنایع دستی و ده ها موضوع دیگر شغلی آشنا که همگی از این صنعت گمنام بدست می آیند. بنده به نوبه خودم از این موضوع هم بدلیل سلامتی روحی مردم که ضروری ترین نیاز بشر است و هم بدلیل رشد و شکوفایی صنعت و تولید ثروت دفاع می کنم و اتفاقاً زمان خدمتم در مرکز تجارت الکترونیکی بسیار مایل بودم تا با فنآوری الکترونیکی امکان تسهیلات بیشتری را با سازمان گردشگری برایآشنایی آسانتر عموم مردم معرفی و راه اندازی نمایم و البته به اولین حرکت آن یعنی آمارگیری آخرین وضعیت پرداخته شد لکن عمر شغلی جهت نهایی کردن آن کفاف نداد. با این وجود به همه توصیه ای دارم و آن اینکه همیشه کار را باید از نزدیکترین نقطه شروع کرد. در همه چیز اینچنین است. در عرفان علوی شناخت الهی را با عرفان شخصی و نفسی آغاز کرده اند و توصیه شده کسی که خودش را بشناسد خدایش را خواهد شناخت. گذشتگان ابتدا فرهنگ ، دانش و اماکن پیرامون خودشان را می شناختند و سپس شروع به شناخت دوردستها می کردند . می رفتند تا بیشتر بفهمند . می رفتند تا بیشتر بیاموزند و می رفتند تا با تمدنهای غنی و فقیر دیگر هم آشنا شوند. این سیره صحیح گردشگری است. یعنی باید از منطقه خودتان شروع کنید . از هر محلی و شهری که هستید شروع کنید و اگر دیدار دیارتان را به انتها رساندید به دیدار دیار دیگران بروید. لازمه رفتن به کلاس دوم دبستان قبولی در کلاس اول دبستان است . آنهایی که جهشی می خوانند به معنای نخواندن کلاس های قبل نیست بلکه استثناهایی هستند که زودنر از دیگران یاد گرفته اند و نیاز به کلاس بالاتر دارند. آنهایی که می خواهند دیار بعدی را تجربه کنند حتماً زودتر از دیگران شروع کرده اند . بیشتر توصیه ام به همشهریان تهرانی است قبل از اینکه بار و بنه را جمع کنید ،شال و کلاه و چادرو چاقچور کنید توصیه می کنم به همین تهران بپردازید و از دیدنیهای آن حظ وافر ببرید .باور کنید تهران زیباتر از بسیاری از پایتخت های کشورهای دنیا است و البته غنی تر ، با فرهنگ تر و دیدنی تر . توصیه می کنم به موزه ها ، پارک ها و جنگلهای تهران بروید و با فرهنگ گذشته پدرانتان  آشنا شوید . به امامزاده های متعدد بروید تا از دین اصیل اسلامی گذشته واز  وارستگی بی نظیر آنان آگاه شوید. چه چیزی بهتر از اینکه اول خود شناسی کنیم و بعد دیگر شناسی . اصلاً کدام عقل باخرد است که توصیه کرده باشد شناخت دیگران الویت دار تر از شناخت خودی است. کدام پیراسته است که خود شناسی نکرده باشد لکن در مقابل تهاجم بیگانه تاب آورده باشد. شناخت فرهنگ گذشته به ما روشنی خواهد بخشید . نشان خواهد داد تا بعد از آن به کجا باید سفرکرد، کمک خواهد کرد تا با داشتن جوشنی مقاوم و قوی از گلهای زیبای این دنیا با آگاهی بچینیم و با لذت ببوئیم. طبیعتاً در این روش به تمامی منافع گفته شده  هم دست خواهیم یافت .بدیهی است مزایای آن یعنی صنایع دستی ، توسعه حمل و نقل، … و در یک کلام اشتغال که در نهایت منجر به تولید ثروت است نیزدست یافته و  نصیب خودی ها خواهد شد. به همین دلیل توصیه من از همین تهران و یا منظقه خودتان است و سپس دیار دیگر. حال خود دانی و خود والسلام.

Pdf booklet offers the most updated questions with the answers and practice click this link now test software is the most reliable source of 200-550 exam preparation in a systematic way by arranging the entire curriculum logically.
۲۷
تیر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه
برچسب‌ها

استاد سید علی کمالی دزفولی

قبل از رحلت استاد جلیل القدر سید علی کمالی دزفولی فرصتی پیش آمد تا به بهانه ضبط چند برنامه تلویزیونی به مناسبت ماه مبارک رمضان برای شبکه ۴، صباحی نیز در منزل میزبان ایشان باشم لهذا فرصتی پیش آمد تا از هر دری با ایشان به گفتگو بنشینم و از علوم قرآنی و تجارب نابشان استفاده ها و بهره ها ببرم . بعضی از این گفتگوها ضبط شده که انشاالله در فرصتی که خداوند نصیب خواهد کرد پیاده سازی خواهم کرد. از طرفی فرصت مناسبی نیز فراهم شد تا از دستمایه تفسیری ایشان صحبتی به میان آید و در این موضوع سخنی گفته و یاد داشت شود. این موجز مربوط به همین دستآورد است . امید است برای آنها که با این شخصیت ماندگار که در سال ۱۳۸۲ به جامعه فرهیخته معرفی شد مفید فایده قرار گیرد. انشاالله

 سید علی کمالی فرزند محمدرضا و او فرزند حسین و او فرزند محمودرضا و او فرزند سید اسماعیل موسوی است که از سادات گوشه دزفول می‌باشند. در منطقه خوزستان برای اهل فضل و کمال و ارادتمندان سادات، سادات گوشه کاملاً آشنا می‌باشند ایشان در سال ۱۲۹۲ خورشیدی در دزفول چشم به دنیا گشوده و بدلیل اینکه در خانواده‌ای فاضل و مذهبی بدنیا آمده، از ابتدای کودکی با چراغ هدایت دین و اسلام آشنا شدند، بدلیل فوت زود هنگام پدرشان با یتمی بزرگ شده لکن با داشتن پشتکار بالا، نداشتن پدر نتوانست، سدی در مسیر پیشرفت ایشان ایجاد کند.

جناب استاد از مفاخر بنام علوم قرآنی است که تاکنون قریب به بیست‌وشش جلد از مجلدات‌شان چاپ شده است. ذیلاً فهرست کتب شده ایشان جهت آشنایی بیشتر با عناوین نوشتاری ذکر می‌گردد.

۱

قانون تفسیر

۵۰۰ صفحه

۲

تاریخ تفسیر

۵۰۰ صفحه

۳

قرآن ثقل‌اکبر

۵۰۰ صفحه

۴

قرآن ثقل‌اکبر با اضافات

۶۰۰ صفحه

۵

شناخت قرآن

۷۰۰ صفحه

۶

قرآن و مبارزات

۷

قرآن و جامعه سازی

۲۰۰ صفحه

۸

قرآن و دستورات اجتماعی

۲۰۰ صفحه

۹

قرآن و مقام زن

۳۰۰ صفحه

۱۰

قرآن و جامعه

۱۱

خاتم النبی

۴۰۰ صفحه

۱۲

همزیستی و معاشرت در اسلام

۴۰۰ صفحه

۱۳

تاریخ اسلام

۱۴

جاءالحق

۱۵

تاریخ پیامبران

۱۶

عرفان و ستون اسلامی

۱۷

گلستان دزفولی

۱۸- مقدمه بر چند کتاب مانند الترجمان عن المرزبان و قرآن خط مرحوم آقا شیخ محسن

۱۹- شرح خاندان ملحق به عرفان و سلوک

۲۰- ارمغان ربیع

۲۱- هر که می‌خواهد بخواند در پاسخ ملایان شوشتر بخوانند. (این کتاب اولین کتابی بود که استاد نوشتند)

۲۲- جنایات دوساله دکتر بقایی

۲۳- داستان عزیز و نگار با مسائل توحیدی و ولایت ۱۱۰۰ بیت (ابیات کلاً از جناب استاد است)

۲۴-قرآن و شعار‌ها

۲۵-قبات القرآن

۲۹- عترت ثقل‌کبیر

تالیفات آماده به چاپ استاد ۲۲ جلد است که کتاب « تفسیر قرآن برای همه» نیز جزء این تالیفات است.

متن ذیل حاصل گفتگویی است که در تاریخ سوم رمضان المبارک ۱۴۱۹ مطابق با اول دی ماه هزار و سیصد و هفت که در منزل آقازاده جناب استاد در تهران فی‌مابین استاد و شاگرد (حقیر) صورت گرفته و تاکنون در جایی منتشر نشده است، والله یوید بنصره من یشاء (آل عمران۱۳)

شروع نوشتاری استاد در تفسیر بر می‌گردد به در خواستی که مرحوم جناب حجت‌السلام و المسلمین حاج شیخ محمد کاظم مغزی نواده آیت‌الله العظمی حاج شیخ محمدرضا مغزی از ایشان داشته در آن زمان مرحوم حجت‌السلام معزی استاد دانشکده الهیات تهران بودند و از ایشان می‌خواهند تا یک مطلب علمی در تفسیر با حجمی قریب به ۵۰۰ صفحه به منظوری بنویسند از آن زمان سیر تحقیقاتی و نوشتاری ایشان به سمت و سوی علوم قرآنی گرایش پیدا کرده و در مدت دو سال قریب به ۱۳۵ جلد کتاب، که اکثریت به اتفاق آنها چاپ مصر و لبنان بوده را با دید محققانه از نظر می‌گذارنند بطوریکه خودشان می‌فرمایند اولین آنها اتقاق سیوطی بود. در خصوص اتقاق سیو طی می‌فرماییند « اتقاق سیوطی کتابی است که اگر یک روحانی مسجد بتواند صفحه‌ای از آن را درست بخواند و خوب بفهمد در آن صورت خود کفاست». بهرحال، این امر به سفارش آغاز می‌گردد که با نیروی جلو برنده در همه مواقع رفتن، پیشرفت می‌کند: اولین نتیجه مطالعات و تحقیقات منجر به تحریر کتابی با عنوان « قانون تفسیر» می‌گردد که کلیه قوانین را که یک مفسر در نوشتن و تفسیر کردن لازم دارد، ارائه می‌‌دهد. این کتاب در سفری که جناب  استاد به اتفاق مرحوم آیت‌الله نبوی- از مراجع بنام استان خوزستان- به مقصد زیارت ثامن الائمه حضرت رضا علیه‌السلام، تقدیم مرحوم شده و مرحوم آیت‌الله نبویی اعلام رضایت کرده و تشویق و ترغیب می‌نمایند تا کتاب چاپ گردد. و به همین منظور در همان زمان آن بزرگوار مبلغ پانزده هزار تومان جهت این امر اختصاص داده و تحت عنوان قانون تفسیر به زیور طبع آراسته می‌گردد. بدیهی است این کتاب جهت بهره‌برداری به کلیه عزیزان مشتاق تفسیر معرفی می‌گردد.

وقتی از خود قرآن از استاد سئوال نمودم، ایشان در باب قرآن فرمودند: گرچه در زمان عثمان کار‌هایی انجام گرفت که ابوبکر و عمر هم نکردند، لکن می‌بایست خدمات را در همین زمان مد نظر داشت. عثمان دو کار بسیار زشت انجام داد که هیچ سلطانی بعد از او نکرد، گرچه امور خلاف و تخطی از مرز اسلام بسیار داشته، لکن این دو مورد بسیار قبیح و بد بوده، اول آوردن مروان با عنایت به اینکه توسط رسول اکرم (ص) منع نیز شده بود و اعطای صدراعظمی خلافت به این مردک و دوم، بخشیدن فدک به مروان، اما همین عثمان در جمع آوری قرآن کاری شایسته کرد و اگر این عمل صورت نمی‌گرفت شاید به کل از اسلام خبری نبود و هرج و مرج می‌شد، و این قرآن مورد قبول امیرالمومنین نیز بوده است و ائمه هدی علیهم‌السلام یکی بعد از دیگری به همین قرآن استناد نموده و اعتراضی نداشتند به تعبیر دیگر استاد اعتقاد به واقع نگری در حقایق تاریخی و تفسیری دارند.

بهرحال بعد از نوشتن کتاب « قانون تفسیر» موفق به نوشتن کتاب تاریخ تفسیر می‌شوند.

« کتاب تفسیر برای همه» قریب به ۳۰ سال طول کشیده است، چون قرآن برای اعتلای کمال بشر نازل شده، معتقدند که همه تفاسیر قرآن می‌بایست عموم مردم به عنوان مخاطب داشته باشد، فلذا سبک نوشتاری آن برای همه است. می‌گویند قریب به ۱۰ جلد خواهد شد، گر چه هم اکنون استاد معتقدند که تفسیر جامع می‌با‌یست با همکاری گروهی اهل فن تهیه شود به طوریکه صرفی آن نحوی آن، اهل حدیثی آن و …همه و همه نفرات اول و تراز اول باشند و اجماع اینها می‌تواند یک تفسیر عالی و خوب بدست دهد، لکن دلیل شروع کار از ۳۰ سال قبل این مجموعه تهیه شده که در تفسیر هر آیه آن پنج گام برداشته شده است.

۱-   ترجمه آیات: به طوریکه فهم آیات راحت باشد و در عین تطبیق با مضاینی عربی نهایت تسهیل در ادراک مطلب و فهم آیه برای خواننده ایجاد گردد.

۲-    تفسیر جداگانه لغات یا مقررات که شرح کامل داده شده است.

۳-   تطبیق روایات وارده از اهل بیت و ائمه هدی علیهم‌السلام چرا که راسخان در علمند و بزرگترین کمک در عمل تفسیر

۴-  تفسیر آیه با رعایت دقیق شرایط قانون تفسیر که قبلاً در کتاب قانون تفسیر ایشان نگاشته شده، به طوریکه از این شرایط تخطی نکند.

۵-  اصل تدبر در آیات است و قید نظریات با این شرط که به هیچ وجه با قرآن اختلاف نداشته باشد و ضمناً مؤید ظاهر قرآن هم باشد.

با عنایت به سبک‌های مختلف مفسرین، ایشان بشدت اعتقاد دارند که هیچ سبکی نمی‌تواند مجاز به عدم رعایت قوانین تفسیری باشد، به دلیل ضعف بعضی از تفاسیر از رعایت قوانین ضررشان از مغول و صلیبان بیشتر است و هیچ مفسری و اصولاً هیچ شخصی نمی‌تواند چنان تفسیر کند که نظرش غالب بر قرآن باشد و بگوید مثلاً اگر اینطور بود بهتر بود و نباید یحرفون الکلمه عن مواضعه کرد و به همین دلیل تهاجماتی به تفسیر شیخ‌بلخی دارند می‌گویند سر تا پا همه‌اش تاویل بی‌جا است و یا اعتراضات شدیدی به محی‌الدین عراقی می‌کنند.

از طرفی جناب مولوی مفسر نیست، لکن ایشان را ستایش می‌کند و می‌فرمایند که مولوی قریب به هزار آیه از قرآن را در اشعارش ذکر می‌کند لکن یک جا تاویل بی‌جا ندارند.

نکته: استاد کتابهای:

۱

چهره‌ مولوی در آینه مثنوی

۲۰۰ صفحه

۲

تک بیت‌های مثنوی

۲۰۰۰ بیت

۳

آیات قرآنی در مثنوی

۶۰ صفحه

۴

منتخب مثنوی

۵۰۰۰ بیت

را تالیف نموده که انشاءالله بزودی شاهد  چاپ آنها باشیم.

فلذا:

در خصوص سبک‌ نوشتاری تفسیرشان صرفاً رعایت قانون تفسیر را ذکر می‌کنند یعنی رعایت تمامی شرایطی که در کتاب قانون تفسیر ذکر کرده‌اند.

استاد اظهار می‌کنند که اگر بحث انتخاب تفسیر باشد، همانطور که در کتاب قانون تفسیر یاد کرده‌ام ۱۰ تفسیر از شیعه و ۱۰ تفسیر از سنت را بر می‌گزینم لکن اگر امر،دایر بر انتخاب یک تفسیر از هر مذهب باشد تفسیر قرطبی از سنت و تفسیر مجمع البیان از شیعه را انتخاب خواهم کرد. استاد از بین تمامی تفاسیر تفسیر مجمع البیان را به دلیل رعایت قوانین تفسیری ترجیح می‌دهند. لکن معتقدند که در مجمع‌البیان نیز ضعفهایی وجود دارد. از جمله نقل احادیثی از رسول اکرم (ص) یا ائمه علیه‌السلام که احتمال ضعف سندی دارند. گرچه از باب کلامی تفسیر المیزان را بهترین دانسته، لکن مجمع‌البیان را تقریباً جامع و روی هم رفته بهترین می‌داند.

ایشان عناوین قانون مندی را بطور خلاصه مسئله اللغه، اشتقاق، ناسخ و مسنوخ، صرف، نحو، معانی، اصول فقه، علم اجتماع، همه جانبه بودن و … می‌دانند و در باب اللغه می‌گویند: گرفتاری لغت یک مسئله شوخی نیست بلکه باید کاملاً معانی را بدانیم و مثال می‌زنند که در آیه هوالذی جعل لکم الارض ذلولاً فمشوا فی مناکبها، به معنی اینکه خداوند کسی است که زمین را برای شمار رام قرار داده می‌گویند فمشوا یعنی راه بروید در مناکش، راه بروید یعنی چه، شما لغت را پیدا نمی‌کنید عجیب این است که در مجمع‌البیان یکی از معانی فمشوا را اهدا می‌داند بهر حال ارجاع به مطالعه کتاب قانون تفسیر می‌دهند.

می‌فرمایند: قرآن نیامده است تا روابط جبر و هندسه را به انسان بیاموزد و یا اینکه فرمول تیز آب را بدست دهد بلکه آمده است تا رابطه خلق با خالق و خلق با خلق را تبین نماید. کشف و اختراع کار انسان است و خدواند آنرا به انسان واگذار کرده و می‌گویند اگر تصور شود که قرآن برای این مسائل آمده است. و پیش‌گویی‌هایی در علوم طبیعی دارد، اگر تنها تصور این شکلی باشد خطرناک است لکن قرآن ارج و رتبه‌ علماء مادی را هم منکر نمی‌شود و مقام یکنفر عالم را با جاهل یکی نمی‌داند فلذا مشوق دانشمندان است.

می‌فرمایند: تفاسیری وجود دارد که متاسفانه همه چیز دارند غیر از تفسیر که دو نمونه از آنها را تفسیر فخررازی می‌دانند که همه چیز را به قرآن چسبانده‌اند و البته نباید در خصوص این مسائل علما مسامحه کنند.

انشالله فرصتی  نضیب شود مطالب دیگر ایشان را پیاده سازی خواهم نمود .

The 200-550 practice software is a complete package of practice and learning because academic writers online it offers the most updated knowledge in combination with the simulated real riverbed 200-550 exam scenarios to let you practice for the real 200-550 exam.
۲۶
تیر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه
برچسب‌ها