انتخاب رئیس حکومت توسط مردم

میزان، رای مردم است. مردم با انتخاب و رای خویش به تکلیف آوری مکلف به بهترین انتخابند. آرای عمومی در زمان حاضر از اهمیت فراوانی برخوردار است چرا که بیشتر حکومتها آن را به عنوان یک ضابطه و اصل پذیرفته‌اند و سعی دارند خود را در اعتقاد و عمل به آن پایبند نشان دهند و به این وسیله در میان مردم خود و در سطح بین‌المللی از موقعیت بهتری برخوردار گردند.

امروزه آرای عمومی نه تنها ملاک مقبولیت یک حکومت به شمار می رود، بلکه ملاک مشروعیت آن نیز دانسته می شود چرا که بسیاری از حکومتهای دنیا، منشاء حاکمیت را مردم یا ملت می دانند.

امیرالمومنین علیه السلام شناخت و مطالعه پیرامون نامزدین خلافت را برای مردم از شرایط انتخاب بر می شمارد و انتخاب خویش را نیز بی مطالعه و ناگهانی نمی دانند. او دولت را به گونه‌ای می‌بیند که می بایست مردم را برای خدا بخواهد و به تعبیری در تمامی عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم را به سوی کمال و خداگونه کردن رهنمون می‌سازد. هرچند مردم و انتخاب گران او – حاکم – را برای خویش بخواهند، لکن دولت منتخب، می‌بایست قسط و عدل را شیوه خویش سازد و از سوی دیگر مردم به منظور اصلاح خویش و از آن مهمتر اصلاح جامعه به حکومتی صالح رای دهند. با عنایت به اینکه رهبری با شیوه‌های خیر و یا شر می‌تواند جامعه‌ای خیر یا شر بسازد، کاملاً آشکار خواهد شد که رای مردم در ارتباط با اصلاح جامعه خویش، ارتباطی تنگاتنگ با انتخاب دولت خواهد داشت و در واقع اگر دولتی بر سر ضعیفان جامعه دستی بکشد و یا افسار ظالمان را چنان بکشد که آنان را حتی با کرامت به آبخورگاه حق بیاورد، برخواسته از همان رای با مطالعه و آگاهانه مردم است.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: لم تکن بیعتکم ایای فلته و لیس امری و امرکم واحدا. انی اریدکم لله و انتم تریدوننی لانفسکم. ایها الناس اعینونی علی انفسکم و ایم الله لاتصفن المظلوم و لاقودن الظالم بخزامته حتی اورده منهل الحق و ان کان کارها[۱]

یعنی بیعت شما با من بی مطالعه و ناگهانی نبوده و اکنون کار من و شما یکسان نیست. من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا  برای خویشتن. ای مردم به من برای اصلاح خودتان کمک کنید. به خدا سوگند، داد مظلوم را از ظالم می‌گیرم و افسار ظالم را می کشم تا وی را به آبخورگاه حق وارد سازم اگر چه مایل به این کار نباشد.

این کلام را امام علیه السلام وقتی فرموده که «عبدالله بن عمر بن الخطاب و سعدبن ابی وقاص و محمد بن مسلمه و حسان بن ثابت و اسامه بن زید از بیعتش تخلف نمودند[۲]

علامه جعفری در ذیل همین خطبه نوشته‌اند: از یک طرف بعضی از مدافعین می‌گویند: ابوبکر به جهت شایستگی و علل منطقی مورد بیعت قرار گرفته است، زیرا اگر چنین نبود مورد اعتراض مهاجرین و انصار و همه مسلمانان قرار می گرفت در مقابل این گروه کسانی هستند که می‌گویند اصل جریان نه مطابق نظر آن مدافعین بوده است و نه فلته – حادثه ناگهانی – بلکه بعضی از صحابه پیش از وفات پیامبر اکرم (ص) این جریان را تدبیر و تثبیت کرده بودند و به هر حال با نظر به اینگونه تناقضات در تفسیر جریان فوق لازم است که صاحبنظران مخلص و متقی و مطلع از قضایای صدر اسلام، این جریان را با کمال دقت و حمل و صرف وقت لازم مورد تحلیل قرار داده و واقعیت را تبیین نمایند و لیس امری و امرکم واحدا، انی اریدکم لله و انتم تریدوننی لانفسکم، کار و تلاش و هدف من در حیات غیر از کار و خواسته‌های شما است زیرا من شما را برای خدا می‌خواهم، شما من را برای خودتان. من شما را برای قراردادن در جاذبه کمال الهی می‌خواهم. شما مرا برای اشباع هوی و هوس‌های خود می‌خواهید[۳].

ایشان سپس اضافه می کنند: «مفهوم گفتار امام علیه السلام که فرموده است بیعت شما با من بی اندیشه و ناگهانی نبود، این است که چون بیعت آنها از روی تدبیر و اندیشه بوده کسی نمی‌تواند پس از انجام یافتن بیعت مخالفت کند و یا از آن پشیمان گردد. در این عبارت به بیعت مردم با ابوبکر اشاره شده که عمر درباره آن گفت: کانت بیعه انی بکر فلته و قی الله شرها یعنی: بیعت مردم با ابوبکر ناسنجیده و بدون اندیشه بود و خداوند مردم را از شر آن محفوظ داشت. فرموده است: و لیس امری و امرکم واحداً. این بیان اشاره است به تفاوتی که میان اقدامات امام علیه السلام و خواسته‌های آنها وجود دارد و این تفاوت و اختلاف را با ذکر این که من شما را برای خدا می‌خواهم، روشن می گرداند و معنای سخن مذبور این است که من از شما پیروی و فرمانبرداری می‌خواهم، تا به یاری شما دین خدا را بر پای دارم و احکام و حدود او را اجرا کنم و شما مرا برای خودتان می‌خواهید. یعنی : برای اینکه از عطایا و مقام و منزلت و منافع دیگر دنیوی برخوردار شوید و پس از این گفتار توبیخ آمیز آنان را مخاطب قرار داده از آنها می‌خواهد که برای اصلاح احوال خودشان وی را یاری کنند و فرمانبردار او باشند و دستورها را به کار بندند. سپس سوگند می خورد که انتقام ستمدیده را خواهد گرفت و ستمگر را مهار خواهد کرد. استعاره واژه قود، که به معنای کشیدن است، برای توصیف این معنا است که او ستمکار را به ذلت خواهد کشانید و او را وادار خواهد کرد که حق را اذعان کند و به آن تن در دهد[۴]

«واژه (خزامه) تشریحی بر این استعاره است. همچنین واژه منهل (آبشخور) را که برای حق استعاره فرموده است، بدین مناسبت که آبشخور محلی است که تشنه کامان با رسیدن به آن از رنج تشنگی آسوده می شوند. حق نیز چشمه زلالی است که سینه ستمدیدگان با آن شفا می یابد و با رسیدن به آن درد و رنج آنان برطرف می‌شود و توفیق از خداست[۵]».

لذا مشاهده می‌کنیم در عین اینکه انتخاب رئیس حکومت با اختیار و دانش کامل انجام می‌پذیرد، ولی پس از انتخاب تا زمانی که از حق و اسلام عدول نشود، به منظور پیشبرد اهداف حکومت، کسی اجازه بیعت شکنی و مخالفت ندارد و بسیار جالب است که به عنوان یکی از مصادیق بارز این گونه سیاسی ها  در انتخابات ریاست جمهوری  دوم خرداد ۱۳۷۶همانهایی که برای نامزد خود سنگ او را به سینه می‌زدند، بعد از انتخاب او و گذر زمانی از دوران مسئولیت طرح عبور از همو رامطرح می‌کنند و به نوعی بیعت شکنی می‌کنند، درست مخالف معتقدانی که اگر به او رای نداده‌اند به احترام رأی ملت تا آخر به او وفادار بوده‌اند

 


[۱] – نهج البلاغه – خطبه ۱۳۶

[۲] – شرح نهج البلاغه – میرزا احمد مدرس وحید – ج ۹ – ص ۴۰

[۳] – ترجمه و تفسیر نهج البلاغه – محمد تقی جعفری

[۴] – ترجمه و تفسیر نهج البلاغه – محمد تقی جعفری

[۵] – شرح نهج البلاغه ابن میثم – محمدی مقدم

Reduce your chances of failure in zend 200-550 exam – the future https://pro-academic-writers.com/ of educationa pass 200-550 exam quickly real 200-550 questions we provide up-to-date 200-550 questions & answers with 100% passing guarantee.
۲۷
مرداد ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *