بنظر شما دلار باز هم گرون میشه؟

تعریف می کنند مردان قبیله سرخ پوست درایالات متحده آمریکای از رییس جدید پرسیدند: آیا زمستان سختی در پیش است؟

رییس جوان قبیله که تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میدهد :

برای احتیاط بروید و هیزم تهیه کنید.

سپس جهت اطمینان با سازمان هواشناسی کشور تماس می گیرد.

رئیس:آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟

هواشناسی: اینطور به نظر میاد

 بعد از شنیدن این مطلب رییس به مردان قبیله دستور می دهد تا هر چه بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن شود یک بار دیگر با سازمان هواشناسی تماس میگیرد .

رئیس:شما نظرقبلی تون رو تایید می کنید؟

هواشناسی: «صد در صد»،

رییس به همه افراد قبیله دستور میدهد که تمام توانشان را برای جمع آوری هیزم بیشتر ،بکار برند. و برای چندمین بار  با سازمان هواشناسی تماس میگیرد:

رئیس: آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟

این بار پاسخ بسیار جالب است .

هواشناسی: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!

رییس: از کجا می دونید؟

هواشناسی: چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن!!

خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم حالا بنظر شما دلار باز هم گرون میشه ؟؟

متاسفانه فرهنگی در ایران حاکم است که با عقاید دینیمان سازگار نیست اگر دشمن شناخت کافی از آن داشته باشد براحتی میتواند مورد سوء استفاده قرار گیرد .بنظرم داستان را یکی از دوستانم از کشور ژاپن تعریف میکرد. می­گفت : من در دوره دانشجویی در کشور ژاپن مستاجر یک زن کهن سال بودم. روزی هنگام خرید مایحتاج منزل متوجه تابلویی در مغازه محل شدم. نوشته بود “به اطلاع میرساند در چند ماهه آینده با کمبود شکر مواجه خواهیم شد.” من هم برای خوشنودی صاحب خانه چند کیلو بیشتر از نیاز گرفتم . وقتی شکرهای خریداری شده را جلوی خانم صاحب خانه گذاشتم با کمال تعجب پرسید: چرا این همه قند خریده ای؟ من هم با بادی که به غبغه انداخته بودم و با تبختر داستان را گفتم. بلافاصله بعد از شنیدن داستان من دستور داد تا منزلش را ترک کنم. این بار نوبت من بود تا تعجب کنم . دلیلش را پرسیدم گفت: مرد جوان وقتی این موضوع اعلام شده معنا و مفهومش این است که : مردم! با کم کردن مصرف اجازه بدهید دیگران هم استفاده کنند و شاهد تغییری درافزایش قیمت­ها نباشیم.

حال این داستان واقعی را با فرهنگ خرید ما قیاس کنید. به­ محض شنیدن خبری دال بر گران شدن کالایی سراسیمه و بدون نیاز به آن کالا حریص می شویم و دلیل می­آوریم چون ثبات اقتصادی نیست راه چاره همین است! غافل از اینکه ما با این تقاضای بی مورد موازنه را برعکس کرده و یکی از مهمترین عوامل ناثباتی اقتصادی می شویم.این قصه به یک سریال بی نهایت قسمتی تبدیل شده است و همچنان ادامه دارد تا تغییری در رفتار اقتصادی اجتماعی ما ایجاد شود. چند وقت پیش هم برای کره معمولی اتفاق افتاد.مردمی که حتی در سفره صبحانه نیز از این کالا استفاده نمی کردند با تصور قحطی شدن چنان هجومی به فروشگاه های محل خود بردند که با فضا سازی ایجاد شده توسط مردم کارخانجات و دلال ها را مهیا برای گرانتر کردن کره کرد.خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم. داستان نخریدن مرغ در عربستان به منظور مبارزه با افزایش قیمت داستانی عبرت آموز برای همه ما در مهر ماه سال جاری است . ظاهراً باید ارزش های دینی مان را دوباره مرور کنیم. چون دیگران ارزش های دینی مان را بهتر از خودمان رعایت می کنند.

۲۵
مهر ۱۳۹۱
دیدگاه‌ها ۲ دیدگاه
برچسب‌ها

یک پاسخ برای : 2

  1. حامد برخورداری گفته:

    این موضوع همانطور که اشاره شد به داستان بی نهایت قسمتی تبدیل شده و خودمان بجای مدیریت بر تقاضا بیشتر باعث افزایش تقاضا می شویم. حتی این مطلب برای برخی به شغل تبدیل شده و بازار دلالی را در ایران رونق داده است، بطوریکه برخی از افراد، منتظر شکاف در بازار هستند تا وارد شده و سودی را نصیب خود کنند بدون فکر کردن به عواقب آن برای دیگر اقشار جامعه. یادم میاد پارسال که بازار سکه بهم ریخته بود رفتم تا یک سکه رو که از محل انتشار یک مقاله نصیبم شده بود و به پولش احتیاج داشتم بفروشم، جالب بود چود سکه در حال افرایش بود همه خریدار بودن و من تنها فروشنده بودم. مغازه سکه فروشی پر از آدم بود. نکته جالب برای من حضور خانمهای خانه دار بود که در حال خرید سکه اونم با تعداد بالا بودن. یکی از اونا جلوی من ۱۳ میلیون تومان سکه خرید و حتی با التماس از فروشنده خواست که ۷ میلیون تومان دیگه براش سکه بخره تا عصر بیاد و پولشو بده… البته این وضعیت بدلیل عدم شکل گیری بازارهای سرمایه مناسب در ایران رخ میده ولی فرهنگ مردم هم در آن تاثیرگذاره…

  2. آشنا گفته:

    ای کاش اینجا هم ژاپن بود ولی واقعیت اینه که اینجا ایران فعلیه … ماکه هیزمی جمع نکردیم ولی سوز زمستون سرد داره میوزه انگار به درستی طوفانی در راهه و در دل ما آسودگی خاطری از وجود توهم که نیست هیچ، حسرتی از هیزم داران و هیزم فروشان سرمای سخت هم هست …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *