سنگر رحمان

photo5859314013383534613

در یک محل بزرگ شده بودیم و جلسات قرآن مسجد نجفیه، ما را بیشتر به هم نزدیک کرد . در اردوها و خودسازیهای قبل از انقلاب و اوایل انقلاب عموماً کنارهم بودیم اما جنگ و جبهه و همسنگر شدنمان این رفاقت را بسیار نزدیک نمود. گرچه رحمان درمنطقه در همه موارد همراه ما بود لکن برای استراحت شبانه سنگری مختص بخود داشت که فقط یک نفر در آن جا می گرفت البته کسی هم اجازه ورود به این سنگر را نداشت . این سنگر بین ما به سنگر رحمان معروف شده بود. سنگر رحمان با سنگرهای دیگر از لحاظ ساخت کاملاًمتفاوت بود در حقیقت رحمان یک سنگر به سبک زیر زمین های دزفول ساخته بود که تعداد معتنابهی پله در آن تعبیه شده بود. سنگر رحمان نیازی به پوشش چوبی و یا تراورس و تجهیزات متعارف ساخت دیگرسنگرها نداشت. راز و نیاز شبانه رحمان در این سنگر سپری می شد . در این سنگر شبها چه گذشته است فقط خدا می داند.

در منطقه اصولاً کارها تیمی انجام می شد لکن ماموریت اصلی رحمان مسئولیت خمپاره های ۸۰ میلی متری بود که به اتفاق هم در زمان های مقتضی مقرهای دشمن را با آنها هدف گلوله ها قرار میدادیم. از یک طرفی خواب رحمان بسیار سنگین بود اما از طرف دیگر در هر نیمه شبی که نیاز به شلیک خمپاره بود، کافی بود اسم نقطه ای را که باید خمپاره شلیک می شد را می شنید . بعد از شنود از طریق بی سیم و یا نفر نگهبان مثل فنر از جا می پرید و در مدت چند ثانیه همه جیز را برای آتش خمپاره فراهم می ساخت.
رحمان در حین داشتن خشم مقدس علیه بعثی ها، روحی بسیار لطیف داشت . بیاد دارم درخط مقدم جبهه اقدام به کاشت هنداونه کرد وتا زمان برداشت از آنها مواظبت نمود و یا هر روز از سگ مجروحی که بر اثر اصابت گلوهای دشمن زخمی شده بود مراقبت می کرد.تصور روح لطیف رحمن با اراده فولادین رزمی او در کنار هم مشکل بنظر می رسد اما این لطافت روحی و خشم الهی را در رحمان به وضوح می شد مشاهد نمود.

پ.ن :

 ما سینه زدیم، بی‌صدا باریدند-از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند

ما مدعیانِ صفِ اول بودیم-از آخر مجلس شهدا را چیدند

نمازجماعت در سنگر: مامومین به ترتیب از راست: شهید دینوی، شهید رحمان فضیلت، شهید مجید گنجی

پیشنماز: حقیر

۰۱
اسفند ۱۳۹۵
دسته‌ها یادگاران جنگ
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *