انتخابات دهم

انتخابات

 بعد ازماهها تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری وحامیان آنها بالاخره ۲۲خردادفرا  رسید و حماسه ای رقم خورد که عظمت و عزت ایرانیان را به رخ جهانیان کشید. این حضور مردمی علاوه بر خنثی ‌کردن توطئه‌های دشمنان، موجب قطع امید آنان برای رسیدن به اهداف پلیدشان گردید. ملت ایران با حضور پرشور و گسترده خود در این انتخابات نشان دادند که پس از گذشت ۳۰ سال از عمر با برکت این نظام اسلامی همچنان پویا و شاداب هستند و برای تحقق گفتمان امام و رهبری ، آرمان‌های نظام و حفظ و تقویت آن از هیچ کوششی و تلاشی دریغ نمی‌ورزند. انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را یک اعجاز الهی باید دانست . ملت بیدار، با بصیرت و هوشیار ایران در این حماسه بزرگ، نشان داد  که سعادت و پیشرفت خود را در این راه می‌جوید. طبیعتاً این حضور مردمی برای دشمنان ناخوشایند بود و اکنون هم پس از این پیروزی بزرگ به دنبال ایجاد توطئه و اختلاف در بین صفوف مردم در سطح کشور هستند که مردم با هوشیاری خویش این اهداف شومشان را هم خنثی خواهند کرد. رهبر انقلاب اسلامی به تلاش دشمنان این کشور با راه اندازی جنگ روانی و تبلیغات وسیع آنان در رسانه‌های بیگانه برای دلسرد کردن مردم میفرمایند:حقیقتاً یک دست اعجازآفرین الهی پشت این انتخابات بود چرا‌که نتیجه آن، ده میلیون رأی بیشتر در مقایسه با بالاترین رقم مشارکت مردم در انتخابات ۳۰ ساله است.

واما به آنچه که باید دقت کرد:

۱- رئیس جمهوری منتخب ، رئیس جمهور همه ملت ایران است و با احترام به میزان رآیی که البته تا کنون بی نظیربوده باید از امروز با وحدت،یکدلی وبرادری همگان ازاین دستاورد عظیم پاسداری کرد.

۲- بحث ها واختلاف نظرهای شدید درانتخابات فقط به فصل انتخابات تعلق داردو نباید این بحث ها ادامه پیدا کندو فضای پرنشاط مردم را آلوده کند بلکه لازم است باتلاش فراوان شکاف های ایجادشده درزمان انتخابات راپرنمائیم

۳- پیروزی این انتخابات،پیروزی کشور،عزت مردم ورهبری عظیم الشأن انقلاب اسلامی ایران است وهیچ گروه ودسته ای نباید پیروزی ملت را به نفع خود مصادره کند  و همگان دست به دست هم باید برای سازندگی تلاش کنیم .

۴-در این انتخابات مردم اثبات کردندکه شعار استقلال ،آزادی،جمهوری اسلامی همچنان پرقدرت و پرنشاط مانند روزهای اول انقلاب اسلامی شعار اصلی وهمیشگی ملت ایران است که با همه وجود از این شعارها وارزش های برآمده ازآن پاسداری می نمایند.

۵- در این انتخابات مردم دوباره اعلام کردند که فصل الخطاب همه امور رهبری عظیم الشأن انقلاب است و پیروی مستمر از معظم له را برای خود یک فریضه می دانند و امکان شکاف بین رهبری و مردم خیالی عبث است و همیشه پشتیبان ولایت فقیه خواهند بود تا به مملکتشان آسیبی نرسد

امید است این انقلاب که امانت الهی بر گرفته از خونهای پاک به زمین ریخته شهدای گرانقدر انقلاب  است با سلامت و عزت به دست صاحب اصلیش آقا ولی عصر ارواحنافداه هر چه سریعتر برسد

۲۳
تیر ۱۳۸۸
دسته‌ها علوم متنوعه!
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

اصلاح الگوی مصرف

سال گذشته تا حدود قابل قبولی با نام “نوآوری و شکوفایی” سازگار بود چرا که درسال نوآوری و شکوفایی، بسیاری از پروژه‌های نیمه‌تمام کشور به شکوفایی رسید و نوآوری‌های مختلفی در زمینه هسته‌ای و فضایی بوجود آمد . امسال نیز رهبر انقلاب اسلامی با اشاره بر لزوم مصرف گرایی و مصرف زدگی سال را سال اصلاح الگوی مصرف نامیدند و فرمودند :” این حرکت گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت است چرا که بیماری اسراف، از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آسیبها و مشکلات گوناگونی به وجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند”. و اما امسال یعنی سال “اصلاح الگوی مصرف” باید تمامی مسئولان و مردم در جایگاه خود بکوشند بیش از پیش در زمینه‌های مختلف از اسراف جلوگیری کنند و چنانچه تک تک ما صرفه‌جویی نکنیم این امر محقق نخواهد شد. فرهنگ صرفه‌جویی باید در بین مردم نهادینه شود و در این مهم بین مصارف شخصی و شغلی و ملی تفاوتی قائل نشد و به این باور برسیم که تمامی موجودی ها ، داشته های ملی ما هستند و از طرفی این امر از دستورات مهم دین ما است؛ در اسلام سفارش شده‌است تنها وقتی چیزی را تهیه کنید که به آن نیاز دارید، تصور می شود اگر همین نکته درباره “اصلاح الگوی مصرف” رعایت شود بسیاری از مشکلات حل خواهد شد با عنایت به فرامین مقام معظم رهبری ،اصلاح الگوی مصرف را می توان در دو ساختار متفاوت بررسی کرد:

اول: ساختار حاکمیتی که خود دو بعد متفاوت را پوشش می دهد. یکی ابعاد سخت افزاری که لازم است شناخته شوند و برای آنها برنامه ریزی گردد، دیگر بعد نرم افزاری که معمولاً در قالب ساختار مدیریت در حاکمیت شکل می گیرد.

دوم : ساختار مردمی که مستلزم شناخت عمیق نیازهای آنها و آموزش جامعه برای تغییر رفتار مناسب در جهت تغییر الگوی مصرف است. اینک با توجه به بحران مالی در جهان، رعایت الگوی مصرف بسیار مهم و حیاتی است و می‌توان به جرات گفت یکی از مهم‌ترین گام‌ها در جهت بهبود وضع اقتصادی، صرفه جویی است. از طرفی کشورمان در جهان به لحاظ مصرف ، بالاتر از بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته است و ادامه این وضعیت در آینده سبب بحران در کشور خواهد شد در حالی که اگر مردمان کشورهای پیشرفته جهان همانند کشور ما انرژی مصرف کنند، تمامی درآمد خود را باید صرف انرژی نمایند. انتظار می رود مدیران بعنوان ساختار حاکمیتی و احاد مردم ، من و تو خواننده گرامی بعنوان ساختار مردمی کشور برخود پیام رهبری را فرض دانسته و با تمامی توان گام برداریم. و کلام آخر اینکه” صرفه جویی درست مصرف کردن و مصرف کارآمد و ثمر بخش “است نه اصلا مصرف نکردن .

۲۳
تیر ۱۳۸۸
دسته‌ها علوم متنوعه!
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

دسته بندی های مردم در نهج البلاغه

با مطالعه خطب، نامه‌ها و کلمات قصار نهج البلاغه شاهد دسته‌بندی‌های متنوعی از مردم در منظر علی علیه السلام می‌باشیم. در این قسمت بر آنیم تا با مروری به نهج البلاغه با پاره‌ای از این دسته‌بندی‌ها از نگاه آن امام همام آشنا گردیم.

الف دسته‌بندی مردم از جهت سطوح علمی

می‌دانیم سطوح علمی مردم با هم یکسان نیست و تک تک افراد جامعه بهره‌های مختلفی برده‌اند. شاید در گذشته به دلیل محدودیت علوم بشری این امکان وجود داشت که به سادگی بین افراد جامعه تفاوتی قائل شد ولی اکنون که علوم پراکنده وهر نوع آن بسیار گسترده شده است، و هر روز نیز برشقوق آنها افزوده می شود تفاوت و اختلاف سطح دانش بین افراد بسیار مشکل باشد، ولی همیشه یک قاعده کلی پابرجاست و آن دسته‌بندی مردم از جهت سطوح علمی است.

v      علما و دانشمندان که به نوعی اساتید علوم مختلف‌اند.

v       دانشجویان و دانش پژوهان که تعبیر کلی آن همه افرادی که تشنه علمند و به دنبال آن روانند.

v       عوام و ناآگاهان.

 حضرت علی علیه السلام در خلال سخنی، این اختلاف سطوح دانش را به دانشجویی بی نظیر به نام کمیل (علیه الرحمه) آموخت.

کمیل که یکی از اصحاب بزرگ مولا علی علیه السلام است می‌گوید: روزی علی علیه السلام دست مرا گرفت و با خودش همراه کرد تا از شهر خارج شدیم و به محلی به نام جبان رسیدیم. همینکه از شهر خارج شدیم و خلوتی فراهم شد، تنفش الصعداء. نفس عمیقی کشید و بعد فرمود: «یا کمیل ابن زیاد؛ ان هذه القلوت اوعیه  فخیرها اوعاها، فاحفظ عنی مااقول لک[۱]» یعنی: ای کمیل ابن زیاد، این دلها (ظرفهای علوم و حقایق و اسرار است. بهترین آن دلها نگاهدارنده آنهاست. سپرده شده را خوب نگاهداری کرده به یاد دارد پس (هشیار باش) از من نگاهدار و به یاد داشته باش آنچه به تو می گویم.

سپس مردم را به شکل زیر تقسیم بندی نمود که : الناس ثلاثه: فعالم ربانی، و متعلم علی سبیل نجاه، و همج رعاع[۲] یعنی: مردم سه دسته‌اند: عالم ربانی (دانای خداشناسی که به مبدأ و معاد آشنا بوده به آن عمل نماید) و طالب علم و آموزنده‌ای که (از جهل و نادانی) بر راه نجات و رهایی یافتن است و مگسان کوچک و ناتوانند (نادان نفهم به انواع زشتیها آلوده) که هر آواز کننده‌ای (به هر راهی) را پیروند و با هر بادی میروند (درست را از نادرست تمیز نداده و به مذهب و طریقه‌ای پایدار نیستند و به هر راه پیش می آیند می‌روند).  شهید مطهری در ذیل این حکمت می گوید: «البته در اصطلاح حضرت علی علیه السلام عالم ربانی غیر از عالم ربانی‌ای است که ما به هر کس تعارف می کنیم. یعنی یک عالم واقعاً صد در صد الوهی و خالص برای خدا که شاید این تعبیر جز بر پیغمبران صلواتهم اجمعین صادق نیست و متعلم علی سبیل نجاه چون آن عالم را در مقابل این متعلم گرفته، مقصود عالمی است که از بشری تعمل نمی کند[۳]».

آنگاه حضرت علیه السلام در وصف طبقه سوم می فرماید: لم یستضئوا بنورالعلم و لم یلجا و الی رکن وثیق[۴] یعنی : از نور علم پرتوی نگرفته‌اند و به پایگاه محکمی هم تکیه ندارند.

بعد شروع به شکایت از مردم اهل زمان خویش می کند و از نبود کسانی که لیاقت و توانائی فهم معارف الهیه را ندارند تأسف می خورد سپس می فرماید: آری می یابم تیزفهم را که از او (برآن علوم) مطمئن نیستم. (زیرا) دست افزار دین را برای دنیا به کار می برد و به نعمتهای خدا (توفیق به دست آوردن علم و معرفت) بر بندگانش و به حجت‌هایش (عقل و خرد) بر دوستانش برتری می جوید.

حضرت علیه السلام در خصوص عده دیگر که پیرو دین حق هستند ولی فهمشان کوتاه است و به همین سبب در شرح حقایق و معارف، اعتمادی به فهم آنان نیست می فرماید «با اولین شبهه‌ای که روی دهد شک و گمان خلاف در دل او آتش می افروزد» تا اینجا تقریباً سخن حضرت علیه السلام یأس آور است (زیرا به نظر می رسد که) پس کسی پیدا نمی شود، ولی در ذیلش می فرماید: «اللهم بلی …..» نه اینطور هم نیست که هیچ کس پیدا نشود بلکه من اکثریت مردم را می گویم[۵].

تحلیلی بر سخنان امام علیه السلام:

در این بخش از سخنان امام علیه السلام نکته‌ای که قابل تأمل   است نوع تقسیم بندی آن بزرگوار است که مردم را به سه دسته تقسیم کرده است و جهت تقسیم آن است که مردم یا عالمند و یا عالم نیستند. دسته دوم یا دانشجویند و یا در پی دانش نیستند. آنگاه هرقسمتی از اقسام سه گانه را به صفتی وابسته ساخته است.

دسته اول:  

امام علیه السلام عالم را به صفت ربانی منسوب و به پروردگار متعال وصف نموده است: یعنی عالمی که با پروردگار متعال آشنا و عارف به خدای تعالی است.

می‌دانیم که خداوند می‌فرماید: «کونوا ربانیتین» و بعضی گفته‌اند از آن جهت به این نام نامیده‌ شده اند که دانشهای کوچک را پیش از علوم سطح بالا به دانش آموزان تعلیم می‌دهند و نیز گفته شده است که چون آنان علم را اصلاح می کنند و از خطا و اشتباه مبرا می‌سازند.

امیرالمومنین علیه السلام در جایی دیگر و به مناسبتی دیگر، اشاره‌ای به ربانین می کند و ضمن شرح اوصاف آنها دستور به اطاعت از آنها می‌دهد. می فرماید: «فاستمعوا من ربانیکم، و احضروه قلوبکم، و استیفظوا ان هتف بکم و یصدق راید اهلهه و لیجمع شمله و لیحضر ذهنه، فلق لکم الامر فلق الخرزه[۶]» یعنی : پس به سخن مردم خداشناس و ربانی خود گوش فرا دهید و دلهای خود را (برای شنیدن او) حاضر سازید و چون به شما فریاد زند، از خواب غفلت بیدار شوید، کسی که برای اطلاع از چراگاه می‌رود باید به قوم خود راست بگوید، و باید افکار خود را جمع نماید و ذهن خویش را آماده سازد. پس هر آینه به تحقیق آن مرد عالم ربانی امور مبهم را بر شما شکافته و باز کرده است. همانند شکافتن و سوراخ کردن  مهره تا معلوم گردد که در درون آن چیست؟) و همچون کندم صمغ از درخت.

می‌دانیم که صحنه‌های زندگی هیچگاه از فریب و تبلیغات کاذب خالی نیست. مردم ساده لوح خیلی زود فریب اکاذیب را می خورند و تبلیغات فریبنده ، آنها را از مسیر صحیح منحرف می‌سازد که اغلب رهبران الهی با این مشکل مواجه بوده‌اند. توده مردم در معرض خطر حمله دشمن بوده و خیلی زود به دام دشمن می‌افتاده‌اند و غالباً در حال تزلزل به سر برده‌اند و به همین جهت، دشمن همیشه حداکثر استفاده را از آنان می کرد[۷]. لذا نکته‌ای که امام علیه السلام به آن توجه می‌دهد، گوش کردن به فرمان عالمان ربانی است که مشخصات آنان نیز با استنباط از کلام حضرت )ع) به شرح ذیل است:

۱ – علمای ربانی به مردم دروغ نمی‌گویند و اصولاً اهل دروغ نیستند.

۲ – علمای ربانی باعث وحدت و انسجام‌اند و به اصطلاح، افکار فراجناحی دارند و عامل پیوند همه اقشار ملت هستند.

۳ – فرزانه و با تدبیرند.

۴ – اهل تجزیه و تحلیل‌اند و مسائل غامض را موشکافانه و شفاف برای توجیه مردم مطرح می‌کنند.

دسته دوم:

دانشجو، که امام علیه السلام او را به خصیصه درراه نجات بودن وصف کرده است .
چون علم، وسیله نجات و رستگاری در عالم آخرت است و دانشجوی در مسیر تحصیل علم، در حقیقت در راه نجات حرکت می کند تا به وسیله دانش به آن هدف نهایی برسد.

 

دسته سوم :

عوام و ساده لوحانند که امام علیه السلام آنان را با شش ویژگی تعریف کرده است:

۱ – کلمه همج، مگس خرد را به جهت حقارت و بی ارزشی برای آنان استعاره آورده است.

۲ – آنان را به ساده لوح بودن و تازه کاری معرفی کرده است؛ زیرا این دو صفت ممکن است از نادانی سرچشمه گرفته باشد.

۳ – پیرو هر صدایی بودن، به ملاحظه شباهت داشتن به گوسفندان در غفلت و نادانی.

۴ – این توصیف که آنان با هر بادی روانند، کنایه از ناتوانی ایشان در ثبات و عدم پایبندی به یک مذهب و مرام است.

۵ – آنان از پرتو دانش روشنی نمی گیرند؛ یعنی ایشان در تاریکی جهل به سر می‌برند.

۶ – آنان به پایه استواری پناه نجسته‌اند؛ پایه استوار، کنایه از عقاید بر حق و یا دلیل و برهانی است که بتوان در رفع گرفتاری‌های آخرت بر آن تکیه کرد.

در حقیقت علی علیه السلام در تشویق دانش اندوزی و ارتقاء سطح دانش مردم را سفارش کرده است، چرا که دانش علاوه بر روشنگری و شناخت سره ازناسره امتیازهای ویژه‌ای برای صاحب آن ایجاد می کند که هرگز ثروت و اموال نمی تواند ایجاد کند.

 


[۱] – نهج البلاغه – ح ۱۳۹

[۲] – نهج البلاغه – همان

[۳] – امامت و رهبری – مرتضی مطهری

[۴] – نهج البلاغه – ح ۱۳۹

[۵] – همان

[۶] – نهج البلاغه – خطبه ۱۰۷

[۷] – نهج البلاغه از دیدگاه قرآن – ترجمه مصطفی زمانی نجف آبادی

۲۲
تیر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

سیف الله صبور

سیف الله

گاهی بر این باورم که گاه چه زود ستارگان غروب می کنند، انسانهایی که می توان گفت نوری ازطلیعت باری تعالی در وجودشان تابیده شده پیش از آنکه همچون خورشیدی پر نور بر پیکره جامعه بتابند به دست اجل خاموش و سرد می شوند ، که هرچند این خاموشی و سردی نیز از الطاف بی نهایت پروردگار است زیرا که هم او  است که بهترین ها را دستچین کرده و برای خود می چیند

هر گل که بیشتر به چمن می دهد صفا              گلچین روزگار امانش نمی دهد

 کسانی که در مکارم اخلاق و علوم جدید و قدیم بی گمان توان رسیدن به جایگاهی  رفیع را داشته اند که کمتر کسی توان رسیدن به آن را دارد و چه غمگین قبل از  خاموش شدندنشان  ناشناخته باقی می مانند. اگر شناخت، عدل و پاداش خداوند تبارک و تعالی نبود مرگ در سوگ این عزیزان کمترین تحفه ای بود که می توانستیم به آنها هدیه دهیم. سیف الله از جمله خیل عزیزان شهیدی بود که در هشت سال دفاع مقدس ایمان در مقابل کفر از دست داده ایم. بنظر می رسد در میان همه حربه هایی که دشمن قسم خورده انقلابمان برای نابودی و اضمحلال این دست آورد شگرف بشری بکار برده جنگ ظالمانه هشت ساله است که به حق به آن نام دفاع را نهاده اند. با هیچ حربه ای امکان جمع آوری این همه فرهیخته، عالم، روحانی، دانشجو و دانش پژوه و مومن به اسلام که در اعتقاد عمیق به حقانیت اسلام مشترک بودند وجود نداشت . بسیاری از این جمع اکنون در میان ما نیستند و همین امر باعث ورود ثلمه ای جبران نا پذیر به انقلاب و اسلام شده است وبه واقع از سرعت واقعی انقلاب کاست. در میان رزمندگان شهیدمان بسیاری از این وفاداران فرهیخته وجود داشت که اکنون در عند ملیک مقدرند  انشاالله در آینده بیشتر از او خواهم نوشت

 

۲۱
تیر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

چرا وبلاگ؟

بلاخره یک اجباری بر ای انتقال تجربیات به دیگران که دوباره چرخ را ارز نو نسازند نیاز است.

۲۰
تیر ۱۳۸۸
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها