بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘علوم متنوعه!’

حفظ حداقل ها و اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴

 مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، در آنچه به عنوان ابلاغیه سیاست های کلی بند ج اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به دولت ارایه کرده اند، به راه کارهایی اشاره نمودند، که در صورت اجرا، مسیر توسعه فعالیت بخش خصوصی و قرار گرفتن دولت در جایگاه ناظر آگاه، هموار خواهد شد. چنانچه این مسیر بدرستی پیموده شود اهداف آن نیز که عبارتند از: شتاب بخشیدن به رشد اقتصاد ملى، گسترش مالکیت در سطح عموم مردم به‏ منظور تأمین عدالت اجتماعى، ارتقاء کارآیى بنگاههاى اقتصادى و بهره ‏ورى منابع مادى و انسانى و فناورى، افزایش رقابت‏ پذیرى در اقتصاد ملى، افزایش سهم بخشهاى خصوصى و تعاونى در اقتصاد ملى، کاستن از بار مالى و مدیریتى دولت در تصدى فعالیتهاى اقتصادى، افزایش سطح عمومى اشتغال و تشویق اقشار مردم به پس انداز و سرمایه ‏گذارى و بهبود درآمد خانوارها؛ محقق خواهد شد. لذا با توجه به اینکه ابلاغیه مذکور توسط معظم له صادر شده و در صورت اجرای صحیح فواید قابل توجهی برای کشور عزیزمان خواهد داشت، برای هر ایرانی مسلمان تکلیف شرعی، قانونی و ملی است که برای تحقق آن از هیچ تلاشی فروگذار نکند. اما نکته قابل توجه در اجرای این سیاست دوری از شتابزدگی و گام برداشتن در مسیرهایی است که قبلاً کشورهایی مانند روسیه، بنگلادش،‌ پاکستان، فرانسه،‌ ایتالیا و…و نیز کشور خودمان در برنامه های قبلی توسعه برداشته است. با اذعان به تدبیر دولت دررعایت منویات رهبری ، متذکر می شود شتابزدگی در حرکت به سمت دولت حداقلی با واگذاری همه صنایع خدماتی و تولیدی به بخش خصوصی میتواند منجر به سیاستی شکست خورده شود که نظارت و اهرم های بازدارنده دولت در تنظیم بازار توسط بخش خصوصی  رادست دهد لذا نگاهی به تجربه کشورهای موفق در خصوصی سازی و حتی توصیه های جدید نهادهای بین المللی که بر اساس آن دولت موظف است از طریق اقدامات مختلف به ویژه اقدامات قانونی و مقرراتی شرایط مناسبی را برای کارکرد کارآمد اقتصاد فراهم کند و درعین حال در حوزه های مختلفی که بازار به علت شرایط نهادی و سازمانی در کشور های توسعه نیافته قادر به پاسخگوئی به خواسته های جامعه نبوده و دچار شکست می شود، دخالت کند.  

در این میان بازار، محصولات کشاورزی از جایگاهی خاص برخوردار بوده و بدلایل خاص اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همواره از حمایت های گسترده ای توسط دولتها برخوردار بوده است. کشور ما نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه از این قاعده مستثنی نبوده و عدم شفافیت اطلاعات در بازار بسیاری از محصولات بویژه محصولات کشاورزی و کالاهای اساسی نیاز به دخالت دولت جهت دستیابی به تعادل را ضروری می سازد. سیاستهای موفق دولت در تنظیم بازار طی سالهای گذشته بویژه در ایام عید نوروز با استفاده از روشهای “سیاست‌های کنترل عرضه” و “سیاست قیمتی” اهمیت حضور دولت در برخی بازارها را نشان میدهد. بدیهی است چنانچه دولت در برخی مقاطع زمانی به اینگونه بازارها ورود پیدا نکند، کشاورزان بدلیل نارساییهای اطلاعاتی و عدم برخورداری از امکانات و تسهیلات لازم توانایی تشکیل بازار را نداشته و به ناچار به واسطه ها مراجعه نموده و ضمن کاهش حاشیه سود خود و رواج بازار دلالی و واسطه گری باعث افزایش چندین برابر قیمت نهایی محصول شده و رفاه مصرف کنندگان را کاهش میدهند. علاوه براین در وضعیت کنونی بخش خصوصی توانایی و امکانات فیزیکی، مالی و انسانی لازم را جهت تنظیم بازار نداشته و نمی تواند تعادل را در بازار برقرار نماید. رئیس محترم شورای اصناف کشور نیز این موضوع را تایید نموده و اذعان می نماید “دخالت دولت در این دوره زمانی خوب بوده و می‌تواند مفید باشد، اما با این وجود ما همچنان به دنبال این هستیم که تنظیم بازار را اصناف به عهده بگیرند اما این واگذاری مسئولیت باید کم کم انجام شود چرا که امکاناتی را که دولت در دست دارد بخش خصوصی به آن دسترسی ندارد و نمی‌توان به یکباره مسئولیت تنظیم بازار را که سال‌ها با تمامی امکانات در دست دولت بوده است به بخش خصوصی واگذار کرد زیرا باید جوابگوی مردم هم بود“.

علاوه بر نکات فوق الذکر وضعیت حساس کشور در صحنه بین الملل و تقابل قدرتهای غربی و شرقی با کشور عزیزمان ایران ضرورت مهیا شدن دولتمردان را برای هرگونه حوادث احتمالی آتی ضروری می نماید و پدافند غیرعامل نیز در همین راستا بایستی بیش از پیش فعال گردد. بدون شک در این شرایط خاص ضروری است دولت تدابیر لازم را جهت ذخیره سازی کالاهای اساسی و نحوه تامین مایحتاج مردم از محل تولید داخلی و یا واردات اتخاذ نماید. تجربه کشور در سالهای جنگ و حتی در دوره های نه چندان دور مانند تجربه واردات گندم در سال ۱۳۸۷ مقطع زمانی که ذخیره کالای استراتژیکی مانند گندم در برخی استانها به سه روز کاهش یافته بود- موید اقدامات عاجل در این خصوص می باشد.

با توجه به مطالب فوق الذکر تهی بودن دست دولت از حداقل ابزارها و امکانات ذخیره سازی و تنظیم بازار بویژه در مقاطع حساس میتواند لطمات جبران ناپذیزی را به کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد نماید.

 یکی از مهمترین بخشهای تنظیم بازار بویژه در بخش محصولات کشاورزی و استراتژیک حمل به موقع محصولات از محلهای عرضه و پرمحصول به بازارهای هدف و محلهای مصرف می باشد و عدم حمل به موقع می تواند ضمن افزایش ضایعات و کاهش کیفیت محصول و به تبع آن کاهش سود تولیدکننده باعث افزایش قیمت تمام شده و کاهش رضایت مصرف کنندگان شود.

با توجه به اینکه به نظر میرسد سرعت کنونی فرایند خصوصی سازی در اکثر بخشهای اقتصادی و صنعتی باعث میشود دولت بدون ایجاد بسترهای لازم و بویژه ایجاد بلوغ در بخش خصوصی کلیه فعالیتهای تصدیگری را به بخش خصوصی واگذار نموده و عملاً ابزارها و امکانات خود را در شرایط ویژه جهت تامین حداقلهای اساسی و مورد نیاز از دست بدهد؛ پیشنهاد می گردد همزمان با حضور شورای رقابت که موضوع عدم ایجاد انحصار را نظارت می نماید؛ شورایی متشکل از نمایندگان تام الاختیاز وزارت بازرگانی، وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت صنایع و معادن، سازمان پدافند غیرعامل، وزارت اطلاعات و اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران تشکیل و در خصوص حفظ حداقلها در برخی بخشهای مختلف اقتصادی و صنعتی از جمله حمل و نقل تصمیم گیری نمایند.

دسته هامدیریت برچسب ها:

آیا فرشتگان مونث هستند؟ (قسمت دهم)

 

خداوند می فرماید: " آنها فرشتگان را که بندگان خدایند مؤنث پنداشتند""و جعلوا الملائکه الذین هم عباد الرحمن اناثا"[1] آری آنها بندگان خدا هستند ، سر بر فرمان او دارند ، و تسلیم اراده اویند ، چنانکه در آیه ۲۶ و ۲۷ سوره حج نیز آمده " بل عباد مکرون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون""آنها بندگان شایسته خدا هستند که هر گز در سخن از او پیشی نمی گیرند و همواره به فرمان او عمل می کنند" .

تعبیر به " عباد" در واقع جواب به پندار آنها است، زیرا اگر مؤنث بودند باید " عبادات" گفته شود، ولی باید توجه داشت که " عباد" هم جمع مذکر است، و هم موجوداتی که خارج از مذکر و مؤنث باشند مانند فرشتگان نیز اطلاق می شود ، همانگونه که در مورد خداوند نیز ضمیرهای مفرد مذکر به کار می رود در حالی که ما فوق همه اینها است.

قابل توجه اینکه در این جمله " عباد" به " الرحمن" اضافه شده، این تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که غالب فرشتگان مجریان رحمت خداوند و تدبیر کنندگان نظامات عالم هستی که سراسر رحمت است می باشند.

اما چرا این خرافه در میان عرب جاهلی پیدا شد ؟ و چرا هم اکنون رسوب آن در مغر های گروهی باقیمانده، تا آنجایی که فرشتگان را به صورت زن و دختر ترسیم می کنند، حتی به اصطلاح "فرشته آزادی" را وقتی مجسم می سازند در چهره زنی با قیافه و موهای فراوان ترسیم می کنند! این پندار ممکن است از اینجا سرچشمه گرفته باشد که فرشتگان از نظر مستورند و زنان نیز غالبا مستور بوده اند ، حتی در مورد بعضی از مؤنثهای مجازی در لغت عری نیز این معنی دیده می شود که خورشید را مؤنث مجازی می دانند، و ماه را مذکر. چرا که قرص خورشید معمولا در میان امواج نور خود پوشیده است و نگاه کردن به آن به آسانی ممکن نیست، ولی قرص ماه چنین نمی باشد.

یا اینکه لطافت وجود فرشتگان سبب شده که آنها را همجنس زنان که نسبت به مردان موجودات لطیفتری هستند بدانند، و عجب اینکه بعد از اینهمه مبارزه اسلام با این تفکر خرافی باز هم هنگامی که می خواهند زنی را به خوبی توصیف کنند می گویند او یک فرشته است، ولی در مورد مردان این تعبیر کمتر به کار می رود،کلمه "فرشته" نیز نامی است که برای زنان انتخاب می شود!

سپس به صورت استفهام انکاری در پاسخ آنها می فرماید:" آیا هنگام آفرینش فرشتگان حاضر بودند و از طریق حضور خود به این امر پی بردند""اشهدواخلقهم"[2]

و در پایان آیه ۱۹ سوره زخرف می فرماید:"ستکتب شهادتهم و یسئلون"" گواهی آنها بر این عقیده بی اساس در نامه اعمالشان ثبت می شود ، و روز قیامت مورد سوال قرار می گیرند".


[1] زخرف- ۱۹

[۲] زخرف – ۱۹

رقیب و عتید (قسمت نهم)

 

و ان علیکم لحافظین : بدون شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده است.

کراماً کاتبین : نگاهبانانی که در نزد پروردگار مقرب و محترمند و پیوسته اعمال شما را می نویسند.

یعلمون ما تفعلون : و از آنچه شما انجام می دهید آگاهند، و همه را به خوبی می دانند.[۱]

منظور از "حافظین" در اینجا فرشتگانی هستند که مأمور حفظ و نگهداری اعمال انسانها اعم از نیک و بد هستند که در آیه ۱۷ سوره "ق" از آنها تعبیر به " رقیب و عتید" شده است: ما یلفظ من قول الادیه رقیب عتید:"انسان هیچ سخنی را تلفظ نمی کند مگر اینکه نزد آن فرشته ای است مراقب و آماده برای انجام مأموریت ، و در همان سوره "ق" در آیه قبل می فرماید: اذیلقی المتلقیان عن الیمین و عن الشمال قعید:" به خاطر یاورید هنگامی را که که دو فرشته راست و چپ که ملازم شما هستند اعمال شما را تلقی و ثبت می کنند.

در آیه ۱۸ سوره ق آمده است" مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ ""هیچ سخنی را انسان تلفظ نمی کند مگر اینکه نزد آن فرشته ای مراقب و آماده برای انجام ماموریت است" این آیه بر روی سخنان و الفاظ آدمی تکیه دارد، تا آنجا که گاهی یک جمله مسیر اجتماعی را به سوی خیر و شر تغییر می دهد. و هم به خاطر اینکه بسیاری از مردم سخنان خود را جزء اعمال خویش نمی دانند، و خود را در سخن گفتن آزاد می دانند، در حالی که موثرترین و خطرناک ترین اعمال آدمی همان سخنان اوست.

"رقیب" به معنی مراقب و "عتید" به معنی کسی است که مهیای انجام کار است ، لذا به اسبی که مهیای دویدن است " فرس عتید" می گویند، و به کسی که چیزی را ذخیره و نگهداری می کند نیز " عتید" گفته می شود.

غالب مفسران معتقدند که رقیب و عتید همان دو فرشته ای است که در آیه ۱۷ سوره ق به عنوان " متلقیان" از آنها یاد شده است، فرشته سمت راست نامش "رقیب" و فرشته سمت چپ نامش "عتید " است. در اینکه این دو فرشته چه سخنانی را می نویسند؟ در میان مفسران گفتگو است، جمعی معتقدند همه را می نویسند، حتی ناله ای را که دردمند در موقع درد سر می دهد! در حالی که بعضی دیگر معتقدند تنها الفاظ خیر و شر و واجب و مستحب یا حرام و مکروه را می نویسند و کاری به مباحات ندارند.

اما عمومیت تعبیر آیه نشان می دهد که تمامی الفاظ و گفتار آدمی ثبت می شود.

جالب اینکه در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که :"ان المومنین اذا قعدا یتحدثان قالت الحفظه بعضها لبعض اعتزلوا بنا، فلعل لها سراً و قدستر الله علیهما!"" هنگامی که دو مومن کنار هم می نشینند و بحث های خصوصی می کنند ، حافظان اعمال به یکدیگر می گویند : ما کنار رویم، شاید آنها سری داردند که خداوند آنرا مستور داشته" راوی میگوید:" مگر خداوند عزوجل نمی فرماید ما یلفظ من قول الالدیه رقیب و عتید""هیچ سخن انسان نمی گوید مگر اینکه فرشته مراقب و آماده ثبت اعمال نزد آن حاضر است"؟ امام فرمود:" ان کانت الحفظه لا تسمع فان عالم السریسمع و یری""اگر حافظان سخنان آنها را نشنوند خداوندی که از اسرار با خبر است می شنود و می بیند"[2]


[1] انفطار – ۱۰ الی ۱۲

[۲] اصول کافی مطابق نقل نور الثقلین جلد ۵ صفحه ۱۱۰ش

بارگذاری فایل BGL دیکشنری Babylon برای آشنایی با فرشتگان (قسمت هشتم)

بعد از مدتها تلاش، بالاخره با یاری خداوند متعال دو دیکشنری انگیسی – انگلیسی و انگلیسی – فارسی مرتبط با موضوع فرشتگان، نام و وظایف آنها تدوین و آماده گشت.

در صورتی که از دیکشنری Babylon استفاده می کنید کافی است فایل مورد نیاز خود را انتخاب، دانلود (بارگذاری) و اجرا نمایید:

۱- نام و وظایف فرشتگان (انگیسی – انگلیسی)

۲- نام و وظایف فرشتگان (انگیسی – فارسی)

دسته هاعلوم دینی, علوم متنوعه!, متفرقه برچسب ها:

هاروت و ماروت (قسمت هفتم)

 

هاروت و ماروت دو فرشته الهی بودند که زمانی در میان مردم آمدند که بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران بودند، آنها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختند ولی از آنجا که خنثی کردن یک مطلب فرع بر این است که انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثی کردن آن را یاد بگیرد ، ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلا شرح دهند.

درباره این دو فرشته که به سرزمین بابل آمدند ، افسانه ها و اساطیر عجیبی به وسیله داستان پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهی بسته اند تا آنجا که به آنها چهره خرافی داده اند، و حتی کار تحقیق و مطالعه پیرامون این حادثه تاریخی را بر دانشمندان مشکل ساخته اند، آنچه از میان همه اینها صحیحتر به نظر می رسد و با موازین عقلی و تاریخی و منابع حدیث سازگار است همان است که در اینجا ذکر خواهد شد.

در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و ایذاء مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مامور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران برکنار کنند. ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود، چرا که فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران طرز آن را نیز تشریح کنند، تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری بپردازند، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحر، خود در ردیف ساحران قرار گرفتند و باعث مزاحمت تازه ای برای مردم شدند. با اینکه آن دو فرشته به مردم هشدار داده بودند که این یک نوع آزمایش الهی برای شما است و حتی گفتند: سوء استفاده از این تعلیمات یک نوع کفر است، اما آنها به کارهایی پرداختند که موجب ضرر و زیان مردم شد[۱].

آنچه در بالا آوریم چیزی است که از بسیاری از احادیث و منابع اسلامی استفاده می شود و هماهنگی آن با عقل و منطق آشکار است ، از جمله حدیثی که از عیون اخبار الرضا علیه السلام نقل شده به روشنی این معنی را تایید می کند[۲].

اما متاسفانه برخی از مورخان و نویسندگان دائر المعارف ها و حتی بعضی از مفسران در این زمینه تحت تاثیر افسانه های مجعولی قرار گرفته اند و داستانی را که در افواه بعضی از عوام مشهور است را درباره این دو فرشته معصوم الهی ذکر کرده اند که: آنان دو فرشته بودند، خداوند آنها را برای این به زمین فرستاد تا بدانند اگر آنها نیز جای انسان بودند از گناه مصون نمی ماندند، و خدا را معصیت می کردند، آنها هم پس از فرود آمدن در زمین مرتکب چندین گناه بزرگ شدند و به دنبال آن افسانه ای درباره ستاره زهره نیز ساختند و همچنین بنابر روایات سامیان این دو فرشته بعد از ارتکاب گناه در چاه بابل به صورت سرنگون به داد آویخته شدند، باید دانست همه اینها بی اساس و جزء خرافات است و قرآن از این امور پاک می باشد و اگر تنها در متن آیات ۱۰۲و ۱۰۳ سوره بقره بیندیشیم خواهیم دید که بیان قرآن هیج ارتباطی با این مسائل ندارد.


[۱] وسائل جلد ۱۲ صحه ۱۰۶ و ۱۰۷- مجمع البیان ذیل آیه ۱۰۲و ۱۰۳ سوره بقره

[۲] وسائل جلد ۱۲ صحه ۱۰۶ و ۱۰۷

دسته هاعلوم دینی, علوم متنوعه!, متفرقه برچسب ها:

صفات فرشتگان (قسمت ششم)

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ محمدجعفر نعناکار ۱ دیدگاه

در حقیقت قرآن به چندین صفت فرشتگان اشاره می کند :

نخست آنکه هر کدام رتبه و منزلتی دارند که از آن تجاوز نمی کنند .

دیگر اینکه آنها دائماً آماده اطاعت فرمان خدا در عرصه آفرینش و اجرای اوامر او در پهنه عالم هستی هستند، این سخن شبیه چیزی است که در آیه ۲۶ و ۲۷ سوره انبیاء آمده است که می فرماید" بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون""آنها بندگان شایسته خدا هستند که در سخن از او پیشی نمی گیرند و فرمان او را عمل می کنند.

سوم اینکه آنها پیوسته تسبیح خدا می گویند و او را از آنچه لایق مقامش نیست منزه می شمرند. از آنجایی که این دو جمله " انا لنحن الصافون و انا لنحن المسبحون"[1] از نظر ادبیات عرب مفهومش "حصر" است، بعضی از مفسران از آن چنین استفاده کرده اند که فرشتگان با این عبارت می خواهند بگویند تنها ما مطیع فرمان خدا هستیم و تسبیح کننده واقعی او مائیم، اشاره به اینکه "اطاعت" و "تسبیح" بنی آدم در برابر کار فرشتگان چیز قابل ملاحظه ای نیست.

در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم :" خداوند فرشتگانی دارد که از آغاز آفرینش آنها تا روز رستاخیز برای خدا سجده می کنند و در آن روز سر از سجده بر می دارند و می گویند( ما عبدناک حق عبادک) یعنی ما حق عبادت تو را انجام ندادیم "!

آیه "الملائکه و هم لا یستکبرون"[2]اشاره به وضع حال فرشتگان است ، که آنها در خضوع و سجده در پیشگاه حق کمترین استکبار را به خود راه نمی دهند.

لذا بلافاصله بعد از آن به دو قسمت از صفات آنها تاکیدی است بر نفی استکبار اشاره کرده و می فرماید:" یخافون ربهم من فوقهم"" آنها از مخالفت پروردگارشان که حاکم بر آنها است می ترسند" و " ویفعلون ما یومرون""و آنچه را ماموریت دارند به خوبی انجام می دهند"[3]، همانگونه که در آیه ۶ سوره تحریم درباره گروهی از فرشتگان می خوانیم "لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون""آنها در اطاعت فرمان خدا سرپیچی نمی کنندو آنچه را دستور داده شده انجام می دهند"


[1] صافات – ۱۶۵و۱۶۶

[۲] نحل – ۴۹

[۳] نحل – ۵۰

دسته هادست نوشته ها برچسب ها: