یکی از اصلی‌ترین وظایف مدیران، پیگیری مداوم امور و پروژه‌های محوله است. اهمیتی ندارد که چند پروژه یا مأموریت در حال اجرا باشد؛ آن‌چه در پایان دوره مالی اهمیت دارد، این است که چند پروژه با موفقیت به سرانجام رسیده‌اند.

در دوران خدمتی‌ام، همواره تلاش داشتم تا مفهوم «پیگیری» را در فرهنگ سازمانی نهادینه کنم. بسته به نوع مخاطب، گاه از تعابیر دیگری مانند «بستن پنجره‌های باز»، «آینه دق» یا «حرکت دارکوبی» استفاده می‌کردم؛ اما در اصل، همه این‌ها اشاره‌ای به همان ضرورت پیگیری دقیق و مستمر امور داشتند.

متأسفانه، در نظام اداری کشور با ساختاری کُند و کم‌تحرک روبه‌رو هستیم که بیشتر بر تصویب آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها تأکید دارد؛ گویی این اسناد به‌تنهایی ضامن اجرا و تحول هستند. در حالی که تجربه نشان داده است، آنچه امور را به نتیجه می‌رساند، پیگیری است. هرگاه در مسیر پیگیری با مانعی قانونی مواجه شدیم، همان‌جا باید اصلاح آیین‌نامه یا قانون را در دستور کار قرار دهیم، نه اینکه کار را متوقف کنیم.

خوشبختانه این نکته حیاتی به‌تازگی در ۱۴۰۴/۱/۲۶ از سوی رهبر معظم انقلاب نیز مورد تأکید قرار گرفت. ایشان در بیانات خود فرمودند:

«ما یک کمبود در کشور داریم که آن مهم است. ما کمبود قانون نداریم، کمبود مقرّرات نداریم، کمبود طرح‌های خوب نداریم ــ بسیار طرح‌های خوب آمده، رفته، گفته شده، تصویب شده ــ آنچه کمبود داریم پیگیری است؛ پیگیری. پیگیری کنید.»
امید است مدیران بخش‌های مختلف، با درک اهمیت این موضوع، به منظور حرکت به جلو و موفقیت، پیگیری را به عنوان یک اصل بنیادین در مدیریت، سرلوحه عملکرد خود قرار دهند.

اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

پس از عملیات بزرگ «طوفان الأقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جنبش مقاومت اسلامی حماس، با وجود محاصره سنگین و فشارهای نظامی و سیاسی گسترده، توانسته در حوزه‌های مختلف به دستاوردهای چشمگیری دست یابد. این دستاوردها تنها محدود به عرصه نظامی نیست، بلکه در زمینه‌های اطلاعاتی، دیپلماسی منطقه‌ای، مشروعیت مردمی و تأثیرگذاری رسانه‌ای نیز نمود یافته‌اند. حماس، به‌عنوان یکی از بازیگران محوری در محور مقاومت، جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای تثبیت کرده و در تغییر توازن قدرت نقش مهمی ایفا نموده است.

در بُعد منطقه‌ای، حماس موفق شده است پیوندهای استراتژیک خود با گروه‌هایی چون حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن و گروه‌های مقاومت عراق را تقویت کند و با ایجاد هم‌افزایی میدانی، جبهه‌ای منسجم‌تر در برابر اسرائیل شکل دهد. این تعاملات با جلب حمایت سیاسی و مالی از کشورهایی مانند ایران، قطر و تا حدی ترکیه همراه بوده و حماس از دیپلماسی فعال برای استمرار این حمایت‌ها بهره گرفته است. در سطح بین‌المللی نیز، جنبش توانسته حمایت بخش‌هایی از افکار عمومی جهانی را، به‌ویژه میان فعالان حقوق بشر، دانشجویان و گروه‌های چپ‌گرای غربی، در شبکه‌های اجتماعی جلب کند.

در همین راستا، فعالیت‌های حماس و واکنش افکار عمومی جهانی نسبت به عملکرد اسرائیل، برخی دولت‌های اروپایی را به بازنگری در سیاست‌های خود واداشته، از جمله گفت‌وگوهایی درباره به‌رسمیت‌شناختن کشور فلسطین. از سوی دیگر، این جنبش با وجود محاصره نظامی، موفق شده توانمندی‌های بومی خود را توسعه دهد؛ از جمله تولید موشک‌های قسام و پهپادهای ساده که بخشی از نیازهای دفاعی‌اش را به‌شکل مستقل تأمین کرده‌اند. در کنار این، تقویت زیرساخت‌های اطلاعاتی و توانایی در رصد تحرکات ارتش اسرائیل نیز موجب افزایش کارآمدی عملیات‌های دفاعی و هجومی حماس شده است.

در سطح داخلی فلسطین، حماس توانسته جایگاه سیاسی خود را به‌عنوان نیرویی وفادار به گزینه مقاومت مسلحانه در برابر رویکرد سازش‌جویانه تشکیلات خودگردان، تثبیت کند. این گفتمان مقاومت، نه تنها الهام‌بخش سایر گروه‌های مبارز منطقه‌ای شده، بلکه در عرصه رسانه‌ای و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفته است. همچنین عملیات‌های نظامی حماس، به‌ویژه طوفان الأقصی، به شکل‌گیری بحران سیاسی داخلی در اسرائیل، افزایش شکاف‌های اجتماعی و ایجاد ناپایداری اقتصادی دامن زده‌اند؛ تا جایی که برخی شرکت‌های اقتصادی صهیونیستی ناچار به ترک مناطق ناامن شده‌اند و فشار اقتصادی مضاعفی بر رژیم اسرائیل وارد آمده است.

اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

چرا بچه‌های حماس تا آخر ایستاده‌اند؟
برای اینکه اونا الان الگو دارند.

امام صادق علیه‌السلام یه جمله داره که آدم رو میخکوب می‌کنه. می‌فرماید: «مؤمن از آهن هم محکم‌تره. چون آهن وقتی میره تو آتیش، تغییر می‌کنه؛ ولی مؤمن اگه هزار بار کشته بشه، دوباره زنده‌اش کنن، بازم همونیه که بود؛ دلش نمی‌لرزه، پاش نمی‌لغزه.۱» این یعنی مؤمنِ واقعی، مثل بچه‌های عاشوراست، مثل شهید همت، مثل سلیمانی، که حتی مرگ هم نمی‌تونست کاری با دلشون بکنه.
زندگی، همیشه پر از سختیه. گاهی اون‌قدر فشار زیاد میشه که خیلی‌ها کم میارن. ولی مؤمنی که دلش با خداست، از این سختی‌ها نمی‌ترسه. چون می‌دونه راه خدا، راه آسون‌رفتن نیست. اونایی که رفتن سوریه، اونایی که تو فکه و شلمچه جون دادن، اگه دنبال راحتی بودن، هیچ‌وقت پوتین نمی‌پوشیدن و نمی‌رفتن تو دل آتیش. اینا همونایی‌ن که به امام صادق لبیک گفتن با جون و دل.

مؤمن انقلابی، خوب می‌دونه که اگه بخواد بندگی کنه، بخواد جلوی ظلم وایسه، بخواد حر باشه، باید سختی بکشه، باید صبر کنه، باید از خیلی چیزا دل بکنه. ولی عقب نمی‌کشه. چون می‌دونه شیرینی این راه، آخرش به وصال می‌رسه. همون‌طور که شهدا رسیدن. ایمانِ واقعی یعنی با همه فشارا، با همه زخم‌ها، باز بایستی و بگی: «من هستم!»

اینه فرق مؤمن با بقیه. مؤمن، تا ته خط پای کاره. حتی اگه همه چیزو ازش بگیرن، باز دلش با خداست، پاهاش توی میدونه. اگه هزار بارم بیفته، بازم بلند میشه. مثل عباس، مثل زینب، مثل بچه‌های خان‌طومان. اونا نشون دادن که مؤمن، یعنی کسی که دلش آهنی نیست، کوهِ ایمانه؛ کوهی که حتی آتیشم نمی‌تونه ذوبش کنه.
۱- إنَّ الْمُؤْمِنَ أَشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَدِیْدِ إنَّ زُبُرَ الْحَدِیْدِ إذأُ دْخِلَ النّارَ تَغَیَّرَوإنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْقُتِل ثُمَّ نُشِرَثُمَّ قُتِلَ لَمْ یَتَغَیَّرْقَلْبُهُ

اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

بیش از یک‌سال از آغاز جنگ غزه گذشته و اکنون روشن است که رژیم صهیونیستی، با وجود به‌کارگیری گسترده‌ترین ظرفیت نظامی خود در دهه‌های اخیر، نتوانسته به اهداف اعلام‌شده‌اش دست یابد. نه تنها نابودی کامل حماس و آزادی گروگان‌ها تحقق نیافت، بلکه این جنگ ابعاد عمیق‌تری از ضعف‌های ساختاری اسرائیل در حوزه‌های امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را آشکار ساخت. هم‌زمان، تلفات انسانی بالا، بحران‌های داخلی و فشارهای بین‌المللی، مشروعیت این رژیم را بیش از پیش زیر سؤال برده‌اند.

در عرصه نظامی، حملات شدید ارتش اسرائیل نتوانست حماس را از میان بردارد؛ این گروه همچنان کنترل غزه را در اختیار دارد و توانسته بخش مهمی از ساختار نظامی خود را بازسازی کند. در کنار این، حمله غیرمنتظره ۷ اکتبر نشان‌دهنده شکست جدی اطلاعاتی اسرائیل بود، چرا که هشدارهای قبلی ارتش نادیده گرفته شده بود. همچنین، بسیج گسترده نیروهای ذخیره و تلفات سنگین، فشار بی‌سابقه‌ای بر نیروی انسانی ارتش وارد کرده است.

از منظر اقتصادی، جنگ غزه هزینه سنگینی بر دوش اسرائیل گذاشته است؛ طبق برآوردها، این جنگ تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۶۷ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و تولید ناخالص داخلی اسرائیل تنها در سه‌ماهه پایانی ۲۰۲۳ بیش از ۵.۲ درصد کاهش یافته است. این وضعیت با افزایش نارضایتی اجتماعی نیز همراه شده؛ تظاهرات گسترده در تل‌آویو و دیگر شهرها، به‌ویژه از سوی خانواده‌های گروگان‌ها، بیانگر شکاف عمیق میان جامعه و دولت است.

در سطح سیاسی و بین‌المللی نیز اسرائیل با چالش‌های بزرگی مواجه شده است. عملکرد ضعیف دولت نتانیاهو در مدیریت بحران موجب اعتراضات داخلی و تشدید شکاف در ساختار قدرت شده، در حالی که تخریب گسترده غزه و شهادت بیش از ۵۰ هزار فلسطینی، واکنش‌های گسترده بین‌المللی و افزایش انزوای دیپلماتیک اسرائیل را در پی داشته است. وابستگی شدید به کمک‌های خارجی، از جمله ۱۴.۵ میلیارد دلار کمک نظامی آمریکا، گویای ناتوانی این رژیم در تأمین منابع داخلی است. در نهایت، با فعال شدن جبهه‌های مقاومت در لبنان، یمن و عراق، تنش‌ها در منطقه افزایش یافته و خطر گسترش جنگ فراگیرتر شده است.

اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

نزدیک به ۴۵ سال است که از «بصیرت» سخن گفته می‌شود، اما بصیرت واقعی تنها در شناخت سیاست‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه درک عمیق از واقعیت‌های اقتصادی و شناسایی بازیگران پنهانی است که معیشت مردم را به گروگان گرفته‌اند.

سودجویانی در داخل کشور، با مهارت تمام، التهاب‌های ساختگی ایجاد می‌کنند و مردم را در مسیر تصمیم‌های هیجانی قرار می‌دهند. هنوز مذاکره‌ای در کار نیست، اما شایعه‌ی جنگ یا تنش به‌سرعت در جامعه پخش می‌شود. مردم نگران سرمایه‌شان به بازار سکه و دلار هجوم می‌آورند یا از بورس خارج می‌شوند. قیمت‌ها جهش می‌کند، شاخص‌ها سقوط می‌کند، و مردم برای حفظ ارزش دارایی خود، هزینه‌های سنگینی متحمل می‌شوند.

در اوج این آشفتگی‌ها، ناگهان بحث مذاکره مطرح می‌شود. نرخ ارز و طلا ریزش می‌کند و بورس جان می‌گیرد. اما متضرر اصلی، همان مردمی هستند که از سر نگرانی و بی‌اطلاعی، در بدترین زمان ممکن تصمیم گرفته‌اند.

از سوی دیگر، سهامداران عمده که به رانت اطلاعاتی دسترسی دارند، در دوران رکود سهم‌ها را جمع‌آوری می‌کنند و در زمان صعود، با سود کلان آن را به مردم می‌فروشند. در بازار ارز و طلا نیز این سناریو بارها تکرار شده است.

این جریان خزنده و خزانه‌سوز، در ظاهر چهره تدبیر به خود گرفته اما در واقع در جیب مردم دست دارد. با این حال، متأسفانه جامعه ما هنوز نتوانسته از این تجربه‌های پرهزینه، درس عبرت بگیرد. هر بار با کوچک‌ترین نوسان، احساسات جمعی بر تصمیم‌گیری‌ها سایه می‌اندازد.

تجربه ثابت کرده است که فضای اقتصادی کشور، بارها و بارها قربانی بی‌اعتمادی، التهاب‌سازی و تصمیم‌های احساسی شده است. برای عبور از این چرخه‌ی فرساینده، جامعه نیازمند هوشیاری، تحلیل مستقل و مدیریت احساسات است.

به‌نظر می‌رسد اگر مردم با پرهیز از اعتماد کور به سیاسیون فریبکار و فاصله‌ گرفتن از فضاسازی‌های هدف‌دار، احساسات خود را کنترل کنند، می‌توانند توازنی پایدارتر در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی خود ایجاد کرده و از آسیب‌های مکرر جلوگیری نمایند.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh