کلاغی پرهیاهو، نماد قدرتی پرمدعا اما بی‌ریشه، از آسمان تیره‌ی بازی‌های سیاسی فرود آمد و بی‌پروا بر دوش گوسفندی آرام و بی‌دفاع نشست. گوسفند، همچون برخی ملت‌ها که صلح‌طلب‌اند اما هزینه‌اش را همواره با تحمل تحقیر می‌پردازند، مدتی او را بر دوش کشید.

کلاغ، در عین سبک‌بالی، سنگین‌وزن بود؛ نه از نظر جسم، بلکه از نظر بی‌شرمی. نوکش گهگاه پوست گوسفند را می‌خراشید، آن‌قدر که یادش بیاورد که مهمانِ ناخوانده‌ای سوار است، و او توان اعتراض ندارد.

بالاخره گوسفند ایستاد. خسته و زخم‌خورده، گفت:
«اگر به‌جای من، شیری بودی، حالا از تو چیزی جز پرهای خون‌آلود باقی نمانده بود. نمی‌ترسی؟ شرم نداری؟»

کلاغ با لحنی آشنا، که بوی دیپلماسی منفعت‌طلبانه می‌داد، خندید و پاسخ داد:
«من خوب می‌دانم با که باید گستاخ باشم و برای که باید خاضعانه منقار تکان دهم. قوی را می‌پرستم و از ضعیف بهره‌کشی می‌کنم. این قانون این دنیاست، رفیق. من راه بقا را خوب بلدم؛ نیازی به پند تو ندارم.»

گوسفند آهی کشید و زیر لب زمزمه کرد:
«زنده‌ای، بله. اما نه با عزت…»
در جهان سیاست، برخی کشورها همچون کلاغ، منافع خود را بر پایه‌ی قدرت دیگران تنظیم می‌کنند. به ضعیف زور می‌گویند و در برابر قوی، خم می‌شوند. اما آنان که در برابر زور سر خم نمی‌کنند، شاید زخم ببینند، اما عزت‌شان را به تاراج نمی‌گذارند.

✍ عبدالکریم نعناکار
اللهم عجل لولیک الفرج
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

تَفَضَّلْ عَلَی مَنْ شِئْتَ تَکُنْ أَمِیَرهُ
وَاسْتَغْنِ عَمِّنْ شِئْتَ تَکُنْ نَظِیْرَهُ
وَافْتَقِرٌ إلی مَنْ شِئْتَ تَکُنْ أَسِیْرَهُ

علی علیه‌السلام

امروز، جهان به بیشه‌ای بدل شده که در آن قانون جنگل حاکم است. عدالتی که روزگاری تاج بر سر داشت، اکنون به خاک افتاده، و اخلاق، چونان گوهری در زیر خروارها خاک دفن گشته است. نگاهی به غزه بینداز، به پیکرهای خاک‌آلود کودکان، به آسمان‌ خراش‌هایی که حالا جز آوار نیستند، و به چشم‌های بی‌پناهی که در قاب سکوت جهانیان، فریاد می‌زنند؛ فریادی که حتی درندگان جنگل را شرمنده می‌کند.

در چنین جهانی، که ستم تاج بر سر نهاده و حقیقت به زنجیر کشیده شده، اگر قرار است جمهوری اسلامی عمود خیمۀ امت خداجوی و آزادگان باشد، باید از هر نشانی از ذلت و عجز در برابر دشمن بپرهیزد. چرا که دشمن، همان است که دست دوستی‌اش با تیغی پنهان همراه است.

اینجاست که سخن مولای متقیان، چونان مشعلی در تاریکی می‌درخشد:
«به هر که خواهی بخشش کن، تا فرمانروای او شوی؛
از هر که خواهی بی‌نیاز باش، تا هم‌رتبه‌اش گردی؛
و به هر که خواهی نیازمند شو، تا بندۀ او شوی.»

ما ملتی هستیم که عزت را در پرتو توکل به خدا و تکیه بر ظرفیت‌های خود می‌جوییم، نه در خم شدن در برابر دشمن. آن روز که دست‌گیر شدیم، دست‌گیری‌مان از روی کرامت بود، نه از سر احتیاج؛ و امروز نیز اگر گفت‌وگویی در پیش است، باید برآمده از موضع قدرت باشد، نه اظهار عجز.

در نظام اسلامی، مذاکره اگر لازم باشد، باید از موضع عزت و حکمت باشد؛ نه تسلیم. چرا که مسلمان واقعی، همان است که نه زیر بار ذلت می‌رود، و نه دست گدایی به دشمن دراز می‌کند.
بیاییم دوباره این کلام علوی را نصب‌العین کنیم:
«نیاز، زنجیر اسارت است؛ و کرامت، در بی‌نیازی است.»

اللهم عجل لولیک الفرج
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

در آموزه‌های اسلامی، روابط میان انسان‌ها بر پایه تواضع، کرامت و عزت نفس بنا شده است. امام صادق (علیه‌السلام) در کلامی ژرف می‌فرمایند: «هیچ مردی خود را بر دیگران بزرگ نمی‌بیند و تکبر نمی‌ورزد، مگر به خاطر ذلتی که در درون خود احساس می‌کند.» این بیان عمیق، ریشه بسیاری از رفتارهای متکبرانه را در احساسات پنهانی فرد جست‌وجو می‌کند، احساساتی که گاه خودِ شخص نیز از آن آگاه نیست.

مطالعات روان‌شناختی نیز به این حقیقت صحه می‌گذارند که تکبر و خودبزرگ‌بینی غالباً از احساس حقارت سرچشمه می‌گیرد. افرادی که دچار این ضعف درونی هستند، می‌کوشند با برجسته‌سازی تصنعی خود، آن را جبران کنند. اما این روش نه تنها خلأ درونی را پُر نمی‌کند، بلکه موجب انزجار دیگران و تضعیف جایگاه اجتماعی‌شان نیز می‌گردد. چنین رفتاری، پرده‌ای از اضطراب و ناامنی درونی را بر چهره‌ای ساختگی از غرور می‌کشد.

در نقطه مقابل، افراد باایمان و برخوردار از شخصیت سالم، نیازی به نمایش‌های ساختگی ندارند. تواضع آنان، برخاسته از آرامش درونی و درک صحیح از جایگاه انسان در برابر خداوند است. این تواضع نه نشانه ضعف، بلکه مظهر بزرگی واقعی و عزتی است که ریشه در ایمان و رضایت الهی دارد. روابط اجتماعی آنان نیز از صفا، احترام متقابل و همدلی سرچشمه می‌گیرد.

اللهم عجل لولیک الفرج
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

فوتبال، فراتر از یک بازی جذاب برای همه اقشار جامعه، می‌تواند الگویی زنده و قابل لمس از نحوه مدیریت تیم‌ها و سازمان‌ها باشد. ساختار یک تیم فوتبال از منظر مدیریتی، شباهت بسیاری به ساختار یک سازمان تولیدی یا خدماتی دارد؛ از انتخاب بازیکنان گرفته تا چینش آنها بر اساس توانایی‌ها و هماهنگی با استراتژی تیم.

بسیاری از مدیران بر این باورند که هم‌سطح بودن نیروها و انسجام تیمی می‌تواند حتی از داشتن ستارگان پراکنده، اثربخش‌تر باشد. جک ولش، مدیر افسانه‌ای جنرال الکتریک، با استراتژی معروف خود به نام "20-70-10" شناخته می‌شود، که در آن کارکنان را به سه دسته تقسیم می‌کرد: 20٪ برتر (که باید تشویق و ارتقاء یابند)، 70٪ میانی (که باید آموزش ببینند و بهبود یابند) و 10٪ پایین (که باید جایگزین شوند

این درسی است که از تیم‌های فوتبال موفق هم می‌توان گرفت: یک تیم از بازیکنان متوسط، اگر با هم هماهنگ و همدل باشند، می‌تواند عملکردی بهتر از تیمی با چند ستاره ناهماهنگ ارائه دهد. اما برای ارتقاء واقعی یک تیم یا سازمان، حضور نخبگان و ستارگان حرفه‌ای نیز ضروری است؛ با این شرط که این افراد در چارچوب استراتژی تیم عمل کنند و روحیه فردگرایی را کنار بگذارند.

یک ضرب المثل آفریقایی است که می‌گوید :
"اگر می‌خواهی سریع بروی، تنها برو؛ اگر می‌خواهی دور بروی، با تیم حرکت کن."

در فضای سازمانی نیز همین قاعده برقرار است. برای رشد پایدار، باید از نیروهای نخبه‌ای بهره گرفت که با فرهنگ و ارزش‌های سازمان هماهنگ باشند. استفاده از افرادی که تنها به خود متکی‌اند و با اهداف جمعی همراه نیستند – حتی اگر توانمند باشند – می‌تواند به تیم آسیب برساند و باعث ایجاد اصطکاک شود.

نکته مهم دیگر در این زمینه، عدالت در نظام پرداخت‌ها و انگیزه‌دهی است. اگر چه نخبگان، مجربین و توانمد‌ها باید پاداش درخور دریافت کنند، اما ایجاد شکاف‌های شدید درآمدی میان آنان و سایر کارکنان می‌تواند اثرات معکوس داشته باشد. همان‌طور که پیتر دراکر، پدر علم مدیریت نوین، هشدار داده بود:
"نابرابری شدید در پرداخت، دشمن نوآوری، بهره‌وری و انگیزش سازمانی است."

بنابراین، سازمان‌ها باید نظامی متعادل طراحی کنند؛ به گونه‌ای که هم نخبگان تشویق شوند، و هم سایر کارکنان انگیزه و امید برای رشد داشته باشند. زیرا در نهایت، موفقیت یک سازمان نه در درخشش یک ستاره، بلکه در هماهنگی و حرکت کل تیم شکل می‌گیرد.

اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

یکی از راهکارهای کلیدی در بهبود عملکرد سازمان‌ها، بهره‌گیری از اصل اجماع در تصمیم‌گیری است؛ یعنی جمع‌آوری دیدگاه‌های گوناگون و انتخاب بهترین نظر از میان آن‌ها. این رویکرد، برخلاف روش‌های فردمحور، نه تنها تصمیمات را به بلوغ می‌رساند، بلکه سرمایه انسانی سازمان را نیز بالفعل می‌سازد.

در مدیریت اسلامی، خرد جمعی جایگاه ویژه‌ای دارد. قرآن کریم در آیه ۳۸ سوره شورا می‌فرماید:
"وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَیْنَهُمْ"
یعنی «و کارشان را با مشورت میان خود انجام می‌دهند»، که تأکیدی است بر نقش مشورت در اداره امور. بنابراین، مدیریت اسلامی نه بر دیکتاتوری، بلکه بر تعامل، گفتگو و مشارکت استوار است. چنان‌که امام علی (علیه‌السلام) نیز فرمودند:
"من استبد برأیه هلك، و من شاور الرجال شاركها فی عقولها"
یعنی «کسی که بر رأی خود پافشاری کند، نابود شود؛ و کسی که با دیگران مشورت کند، در عقل آنان شریک گردد».

در عمل نیز، قدرت مدیران در گرو حمایت، همدلی و همکاری کارکنان است؛ همان‌گونه که دولت‌ها با پشتوانه ملت‌ها قوی می‌شوند، مدیران نیز با تکیه بر همدلی و مشارکت نیروهای خود می‌توانند سازمانی قدرتمند و پویا بسازند.

اگر بخواهیم تصمیم‌گیری را به دو اصل بنیادین خلاصه کنیم، این دو نکته حیاتی باید مورد توجه قرار گیرد:

فروتنی در شنیدن نظر دیگران:
در جلسات تصمیم‌گیری باید این جمله را همیشه به یاد داشته باشیم:
«ممکن است من نکته‌ای را از قلم انداخته باشم که دیگران به آن توجه کرده‌اند.»
این اصل، از شعارهای کلیدی شرکت بین‌المللی P&G است؛ شرکتی که برندهای معتبری همچون تاید، ژیلت، کرست، اورال بی و... را در اختیار دارد. در واقع، یک مدیر موفق نباید خود را عقل کل بداند، بلکه باید بپذیرد که تصمیم خوب، حاصل اندیشه جمعی است.

وفاداری به تصمیم نهایی پس از اجماع:
حتی اگر فردی در جلسه با تصمیم نهایی مخالف بوده، پس از جمع‌بندی و اتخاذ تصمیم، باید در اجرای آن همراهی و حمایت کند. یکی از آفت‌های رایج در سازمان‌ها این است که برخی افراد مخالف، پس از پایان جلسه تلاش می‌کنند با کارشکنی یا بی‌عملی، تصمیم را شکست‌خورده جلوه دهند تا اثبات کنند نظرشان درست‌تر بوده است. این رفتار نه تنها غیراخلاقی است، بلکه مغایر با اصول همکاری تیمی و تقوا در مدیریت اسلامی است.

در نتیجه، مدیریت بر مبنای مشورت، مشارکت و حمایت جمعی، راهی مطمئن برای تصمیم‌سازی صحیح، کاهش خطا و افزایش برکت در کارهاست؛ همان‌گونه که در تعالیم اسلامی آمده است:
"برکت در جماعت است."

اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh