برای پاسخ روشن به این شبهه، ابتدا باید صورت مسئله را درست فهم کنیم. ما با یک جنگ نابرابر ۱۲ روزه مواجه بودیم؛ جنگی که آغازگر آن رژیم صهیونیستی بود اما پایاندهندهاش جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت. در این جنگ، برای اولینبار زیرساختهای اقتصادی، امنیتی و نظامی رژیم اشغالگر بهشدت آسیب دید و هیچ بند یا امتیازی از سوی جمهوری اسلامی یا متحدان مقاومت واگذار نشد.
آیا این آتشبس شبیه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و نوشیدن جام زهر است؟ قطعاً خیر.
ما امروز در شرایطی قرار نداریم که دشمن بتواند اراده خود را تحمیل کند. برعکس، این آتشبس، محصول اقتدار میدانی ماست و نه حاصل فشار یا تحمیل خارجی. صهیونیستها در موضع ضعف مطلق قرار گرفتند و اگر ادامه میدادند، موجودیتشان در معرض نابودی قرار میگرفت.
تفاوت دیگر این است که ما در این آتشبس، نه تنها هیچ پیششرطی را نپذیرفتیم، بلکه حتی اجازه ندادیم کوچکترین امتیازی در حوزه هستهای، موشکی یا امنیتی داده شود. اتفاقاً همه اینها حاصل هدایت و اشراف فرماندهی کل قواست؛ بیتردید تصمیم به توقف عملیات، پس از مشورت با مقام معظم رهبری اتخاذ شده است و هیچ اقدام خودسرانهای در این سطح راهبردی رخ نمیدهد.
اما در عین حال، نمیتوان از برخی اظهارنظرهای سست و سخیف در محافل رسمی و دیپلماتیک چشمپوشی کرد. اینکه کسی در مجمعی بینالمللی بگوید: «ما فقط میخواهیم ما را آدم حساب کنند، اسلحه را زمین بگذارند ما هم میگذاریم»، بیشک نشان از عدم درک صحیح میدان و غفلت از پیچیدگیهای نبرد نرم و سخت دارد. چنین مواضعی هم از نظر تحلیل سیاسی و هم از منظر بصیرت دینی، نادرست و بهضرر جبهه مقاومت است.
با این حال، نباید عملکرد کلی نظام را صرفاً با این دست جملات قضاوت کرد. مواضع رسمی دولت در روزهای اخیر، از جمله پشتیبانی جدی از نیروهای نظامی، پیگیری حقوقی جنایات رژیم صهیونیستی، و حمایت از فناوری هستهای، نشان میدهد که تصمیمات کلان کشور در چارچوب راهبرد مقام معظم رهبری حفظهُ الله است.
در پایان باید تأکید کرد که صلح و آتشبس، آنگاه ارزش دارد که از موضع قدرت باشد و امروز این جمهوری اسلامی است که در اوج قدرت، شرایط آتشبس را تحمیل کرده نه پذیرفته. این نه جام زهر، که جام پیروزی و عزت است؛ جرعهای که از کام مقاومت، حیات دوبارهای به امت اسلامی بخشیده است.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh