جنگ دوازدهروزه تحمیلی رژیم صهیونیستیِ غاصب، نه فقط میدان نبرد گلولهها، که صحنهای از آزمون ایمان و ادعای انقلابیگری بود؛ امتحانی بزرگ برای مردمی که بعضیشان، سالها شعار ایستادگی سر داده بودند، اما همین که صدای موشک و غرش پهپادها در آسمان منطقه پیچید، دلشان لرزید و حساب بانکیشان برایشان عزیزتر از خون مظلومان شد.
دلنگران درآمد شدند، مضطربِ بازار، و چشمشان دنبال نرخ ارز و سکه چرخید، نه در پی نصرت اسلام.
و اما همینان، وقتی آتشبس اعلام شد و جبهۀ مقاومت با قامتی افراشته از میدان بیرون آمد، ناگهان زبانشان باز شد و سخن از پیروزی اسلام و اقتدار انقلاب گفتند، چنانکه گویی خود فرمانده عملیات بودند و کلید شلیک موشکهای نقطهزن به سمت تلآویو و حیفا در دستشان بوده؛ یا غنیسازی اورانیوم را در زیرزمین خانههایشان انجام دادهاند!
چه زیبا مولای مظلوم ما، سیدالشهدا علیهالسلام این جماعت را توصیف فرمود:
«النّاسُ عَبيدُ الدُّنيا، والدِّينُ لَعْقٌ على ألْسِنَتِهِم، يَحوطُونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ، فَإِذا مُحِّصُوا بالبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ»
مردم بندگان دنیا هستند؛ دین بر زبانشان جاریست، تا زمانی که معیشتشان تأمین باشد، پای دین میایستند؛ اما چون در بوته بلا قرار گیرند، دینداران واقعی اندکند.
اینجاست که باید هرکدام از ما، بیآنکه دیگران را نشانه بگیریم، آینهای پیشروی خویش بگذاریم و از خود بپرسیم: در این بزنگاههای تاریخی، ما در کدام صف ایستادهایم؟ آیا در رکاب حسینیم یا در لشکر اضطراب و رفاهطلبی؟
زمانه، زمانِ بصیرت و پایداری است. این روزها بیشتر از همیشه باید مراقب باشیم که در کدام سمت تاریخ خواهیم ایستاد؛ چرا که فردا دیر است، و خطشکنان امروز، میراثداران فردای انقلاباند.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh