بسیاری از مردم آمریکا هرگز به ایران سفر نکردهاند و شناختی از فرهنگ، تاریخ و واقعیتهای موجود در این کشور ندارند، اما سالهاست که توسط رسانهها و سیاستمداران خود، ایران را به عنوان دشمن شماره یک آزادی معرفی میکنند. این نوع تصویرسازی، مسبوق به سابقه است؛ پیشتر نیز در ماجرای ویتنام، عراق و افغانستان، روایتهای دروغینی ساخته شد تا افکار عمومی را برای جنگ آماده کنند. در تمام این موارد، آمریکا به بهانههایی چون مبارزه با تروریسم یا سلاحهای کشتار جمعی وارد جنگ شد، اما آنچه نصیبش شد، هزاران کشته، میلیاردها دلار هزینه و در نهایت شکست بود.
در میان این الگوهای تکراری، ایران بهانه جدیدی شد. به مردم آمریکا گفتهاند ایران در آستانه ساخت بمب اتمی است، در حالی که کشورهایی مانند هند، پاکستان، کره شمالی، و حتی رژیم صهیونیستی سالهاست دارای سلاح هستهای هستند و آمریکا نسبت به آنها سکوت کرده است. این دوگانگی در سیاست نشان میدهد که هدف، جلوگیری از سلاح هستهای نیست، بلکه مقابله با کشوری است که حاضر نشده در چارچوب سلطه آمریکا عمل کند. ایران، بهجای وابستگی، بر استقلال و عزت ملی پای فشرده و همین روحیه، برای سیاستمداران آمریکایی تهدید محسوب میشود.
در سوی دیگر، خود آمریکا با مشکلات داخلی بزرگی دستوپنجه نرم میکند. بحران اعتیاد، نابرابری اقتصادی، آشفتگی روانی شهروندان، و بدهیهای سرسامآور، چهره واقعی یک امپراتوری رو به زوال را نشان میدهد. مردم آمریکا نیز به تدریج نسبت به دروغهایی که به آنها گفته میشود، آگاهتر شدهاند. برای آنها قابل درک نیست که چگونه گروههایی چون حوثیهای یمن که هزاران کیلومتر از مرزهای آمریکا فاصله دارند، میتوانند تهدیدی واقعی باشند، در حالی که تهدیدهای واقعی را باید در ساختار سیاسی و اقتصادی فاسد کشور خود جستوجو کنند.
در این میان، انقلاب اسلامی ایران ایستاده است؛ نه با بمب، نه با جنگ، بلکه با اندیشه، مقاومت و استقلال. انقلاب اسلامی نمایندهی حقیقتی است که در برابر امپراتوری دروغ ایستاده و الگویی شده برای ملتهایی که به دنبال بیداری هستند. ایران تهدید نیست، بلکه صدایی است از اعماق تاریخ که فریاد میزند: «میتوان آزاد بود، حتی اگر تمام جهان علیه تو باشد.»
اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh