🎬 اخیراً یه کلیپ دیدم که یه هموطن با دلی پُر و لحن شاکی داشت راجع به «بدبختیسازی ملی» حرف میزد. یعنی انگار یه پروژهی ملی داریم با عنوان: «بدبختتر شو، تا تحویلت بگیرن!» 😂
ایشون میگفت اروپاییها به داشتههاشون خوشحالن، صبح که بیدار میشن، لبخند میزنن، بعد با خودشون میگن: «اوه مای گاد، امروز هم زندهام! وای چه روز قشنگی!» ولی ما چی؟ صبح هنوز چشمون باز نشده، میگیم: «ای خدااا، باز یه روز سیاه دیگه شروع شد!» 😩
حالا بماند که اون کلیپ چی بود و کجا منتشر شده بود (احتمالاً در جلسهی غیرعلنی انجمن جهانی غصهخوران 😅)، اما یه نکتهی طلایی میگه: به حرف نگاه کن، نه به گوینده. ولی خب ما ایرانیها یه عادت داریم: اگر بخواهیم حرفی را قبول نکنیم تا شجرهنامهی طرف رو از زمان مادها درنیاریم، حرفش رو قبول نمیکنیم. 🙄
حالا برسیم به اون بخش نیشدارش؛ بین خانمها – البته نه همه! فقط اونایی که تو رقابت «کی بدبختتره» مقام دارن – یه مسابقهی ناگفته هست. یکی میگه: «سرم درد میکنه»، اون یکی فوری میگه: «سرت؟ عزیزم من که سر ندارم دیگه! شوهرم با فشار خون رفت تو کما!» 😳
اون یکی هم میگه: «من اصلاً دیگه نمیدونم درد چیه، چون از بس دردم زیاده مغزم دردها رو فیلتر میکنه!» یعنی تا یکیشون به مرز شهادت نرسه، مسابقه تعطیل نمیشه! 🏆
تو اقتصاد هم همینطوره. یکی میگه: «سیبزمینی گرون شده»، یهو بقیه انگار دستور حمله صادر شده باشه، شروع میکنن: «سیبزمینی؟ برنج که پرواز کرده، ماست که پر رو شده، نونم دیگه تو صف نیست!»
آخر سر هم یکی پیدا میشه که میگه: «من دیشب با خانواده رفتیم سوپ سیبزمینی دید بزنیم!» 😭
این فرهنگ خوشایندی نیست؛ ولی خب مثل وایفای عمومی، همهجا هست و همه بهش وصلن! جالبه اونایی که این فرهنگ رو تزریق میکنن، خودشون واکسن ضدش رو زدن! دمشون گرم، خودشون یه ذره لبخند میزنن، ولی برای بقیه نسخهی زهرمار میپیچن. 😒
در پایان، دوستان، خواهران، برادران، بیایید یکم خوشحالتر باشیم، نه که همهچی گل و بلبله، ولی خب بالاخره میشه تو جهنم هم یه کولر کوچیک زد! 😄
با هم بخندیم، نه به هم.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh