رویارویی مستقیم ایران و رژیم صهیونیستی، یک اجبار تاریخی بود؛ نبردی نه فقط نظامی، بلکه تمدنی. آیتالله حائری شیرازی سالها پیش هشدار داده بود: جهان بهسوی دو ولایت در حرکت است؛ ولایت اهلبیت و ولایت یهود. اکنون هر فرد و ملتی باید جایگاهش را مشخص کند.
در این میدان، انقلاب اسلامی پرچمدار حق است و صهیونیسم، نماد شر و سلطه. اما دشمن تنها در مرزها نیست. تهدید اصلی درون مرزهاست: جریانی غربزده، که از دل نخبگان خودباخته برخاسته و با نفوذ در رسانه، سینما، دانشگاه و فضای مجازی، بنیانهای فکری ملت را هدف گرفته است.
این جریان، روشنفکرنماست اما تسلیم غرب. اعتقادی به دین ندارد، با مرجعیت میستیزد، و در نظریهپردازیهایش، اسلام را مرده میداند. مأموریتش ساده است: فروپاشی هویت ملی و دینی، ترویج سبک زندگی غربی، تحقیر سنت، و وابستهسازی جوان ایرانی به فرهنگ بیگانه.
در سیاست نیز همین مسیر را طی میکند: از تحمیل مذاکره با دشمن تا اعتماد بیجا به غرب، از توجیه تحریمها تا تطهیر حملههای نظامی. تازهترین خیانت این جریان، همان مذاکراتی بود که والاستریت ژورنال افشا کرد؛ پوششی برای حمله احتمالی اسرائیل.
اما وقت انتخاب فرارسیده. بیطرفی دیگر معنا ندارد. یا در جبهه حق ایستادهای، یا عملاً به باطل خدمت میکنی. هر انتخاب روزمرهات، از تربیت فرزند تا الگوی مصرف، از رأی سیاسی تا محتوای فضای مجازی، نشان میدهد زیر پرچم کدام ولایت ایستادهای.
در این نبرد تمامعیار، رسانه دشمن است، سینما اسلحه است، و سبک زندگی میدان جنگ. پیروزی با جبهه حق است، اما به شرطی که ما اراده کنیم، برخیزیم و مسئولیت تاریخیمان را بپذیریم.
تو کدامسویی؟ با حسین زمان یا در سکوت کوفیان؟
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ.
اللهم عجل لولیک الفرج
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh