س

سربلندی یا سرسپردگی؛ انتخاب در لحظه‌ی امتحان!

عبدالکریم نعناکار عمومیمدیریتسیاست ۰۸ /۱۲ /۱۴۰۴

در فینال باشکوه جام باشگاه‌های جهان، تیم چلسی با نتیجه‌ی قاطع ۳ بر صفر از سد پاری‌سن‌ژرمن گذشت. داوری این مسابقه، به دست یک ایرانی، علیرضا فغانی، سپرده شده بود. افتخار بزرگی می‌توانست باشد، اگر این حضور با عزت و شرافت ملی همراه می‌شد؛ اما افسوس که همه‌چیز در لحظه‌ای کوتاه، رنگ خیانت گرفت.

در حالی‌که کمتر کسی از این موضوع خبر داشت، فردی منفور و جنایتکار – دونالد ترامپ، قاتل بی‌رحم سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی – برای اهدای جوایز دعوت شده بود. و در صحنه‌ای که قلب میلیون‌ها ایرانی را به درد آورد، فغانی نه‌تنها در برابر او سر خم کرد، بلکه با لبخند و ژستی تحقیرآمیز، کنار او ایستاد و عکسی گرفت که تا سال‌ها، لکه ننگی بر پیشانی او خواهد ماند.

این، همان لحظه‌ی بزنگاه تصمیم بود؛ جایی که انسان یا راه عزت و افتخار را می‌پیماید یا در دام ذلت و سازش سقوط می‌کند. فغانی می‌توانست با یک «نه» تاریخی، نام خود را در کنار قهرمانان ملی بنویسد؛ می‌توانست مدال را نپذیرد، از دست دادن با جنایتکار امتناع کند و در دل مردم ایران جا بگیرد. اما او، به‌جای سرافرازی، راه سرسپردگی را برگزید.

دست دادن با قاتل فرزندان این ملت، یعنی شریک شدن در جنایت علیه انسانیت. کسی که آتش جنگ ۱۲روزه را شعله‌ور کرد، زیرساخت‌های کشور را هدف قرار داد، و باعث شهادت بیش از هزار و صد نفر از بهترین‌های ما شد. آیا می‌توان در کنار چنین شخصی ایستاد و همچنان نام ایرانی را بر لب داشت؟

تاریخ، فراموش نمی‌کند؛ همان‌طور که نام عمر سعد با «گندم ری» گره خورد و برای همیشه به ذلت رفت، فغانی نیز بداند که این عکس، این مدال، و این لحظه‌ی حقارت، تا ابد با او خواهد ماند. او شاید در زمین داوری کرده باشد، اما در آزمون شرافت، مردود شد.

و این، هشداری است برای همه‌ی آنانی که حاضرند آخرت خود را به لبخند دشمن بفروشند؛ بدانید که عزت از آنِ ایستادگان است، نه سرسپردگان.

اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh

دیدگاه شما