یکی از معارف بنیادین قرآن و سنت آن است که «یومَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بإمامِهِم؛ هر گروهی با پیشوای خود محشور میشود. این آیه نهتنها ناظر بر قیامت است، بلکه آموزهای کلیدی برای اداره جوامع در دنیاست. به بیان دیگر، امتها به اندازه سطح امام و مدیر خود رشد میکنند یا سقوط میکنند. از همینجاست که اسلام بر شایستهسالاری و انتخاب مدیران امین، متخصص و باتقوا تأکید ویژه دارد.
در داستانی تأملبرانگیز، آمده است که ساربان پیری، هنگام وداع با دنیا، شتر خود را فراخواند و با یادآوری رفتارهای سختگیرانهاش مانند ضربه با تازیانه یا ندادن آب و غذا، از او طلب حلالیت کرد. شتر پاسخ داد: «همه آن آزارها را میبخشم، جز یک مورد. روزی افسار مرا به دُم خری بستی؛ این تحقیر را نمیتوانم فراموش کنم.»
این حکایت تلخ، تمثیلی از یک واقعیت مهم در عرصه مدیریت است: سپردن امور به افراد نالایق، ظلمی مضاعف به سازمان و جامعه است. هر گاه مدیران بیتجربه، بیبصیرت یا ناکارآمد در رأس امور قرار گیرند، بیتردید زیانهایی همچون فرار نخبگان، ناامیدی کارکنان متعهد، تضعیف گزارشهای تخصصی و نابودی روحیه خدمت در بدنه سازمان را در پی خواهد داشت.
در منطق اسلامی، هر منصب، امانتی الهی است و مسئول آن باید اهل آن باشد. امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر تصریح میکند که مسئولیتها را تنها به کسانی بسپار که در نگاه عموم، پاکدست و در نگاه خود، فروتن و پاسخگو باشند.
از اینرو، در سیاست اسلامی و نظام مدیریت دینی، اساس کار بر شایستهسالاری، تعهد و تخصص است. سپردن افسار یک ملت یا سازمان به دُم نادانی، نهتنها ظلم به افراد متخصص است، بلکه خیانت به اعتماد عمومی و بازی با سرنوشت امت محسوب میشود.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh