آنچه در ماههای اخیر بر ایران گذشته، صرفاً یک تقابل مقطعی یا یک درگیری محدود نظامی نبود، بلکه مواجههای تمامعیار میان یک ملت و پیچیدهترین ائتلاف فشار در تاریخ معاصر بهشمار میآید؛ ائتلافی که همزمان از ابزار نظامی، اقتصادی، رسانهای و شناختی استفاده کرد تا به اهداف از پیشطراحیشده خود دست یابد. برای درک دقیقتر ابعاد این تقابل، میتوان اهداف اعلامی و عملی طرف مقابل را بهصورت روشن و مرحلهبهمرحله مرور کرد تا مشخص شود این پروژه عظیم به چه نتایجی انجامید.
در صد و بیست روز اخیر، برای فهم بهتر آنچه رخ داده، میتوان اهداف و نتایج طرف مقابل را بهصورت روشن و مرحلهبهمرحله چنین صورتبندی کرد؛ هرچند درک عمیق این رخدادها احتمالاً به سالها و حتی دههها زمان نیاز دارد:
- وادار کردن ایران به تسلیم بیقیدوشرط در مدت چهار روز، هدفی که با وجود فشار همهجانبه به نتیجه نرسید.
- بازگرداندن ایران به آنچه خودشان «عصر حجر» مینامیدند، طرحی که امکان تحقق عملی پیدا نکرد.
- تبدیل ایران به کشوری فرسوده، کلنگی یا ازکارافتاده، سناریویی که قابلیت اجرایی نیافت.
- نابودی تمدن و هویت تاریخی ایران، پروژهای که از اساس فراتر از توان آنها بود.
- تخریب کامل پلها، نیروگاهها و زیرساختهای حیاتی کشور، برنامهای که به انسداد عملی برخورد کرد.
- براندازی نظام سیاسی ایران، هدفی که علیرغم سرمایهگذاری سنگین، امکان تحقق نیافت.
- فروپاشی اقتصاد ایران، طرحی که با وجود تحریمهای بیسابقه به نتیجه قطعی منجر نشد.
- تبدیل ایران به کشوری حکمرانیناپذیر و زندگیناپذیر، راهبردی که به بنبست رسید.
- ایجاد جنگ داخلی مسلحانه از طریق ارسال سلاح و تحریک اجتماعی، اقدامی که حتی به تنش حداقلی داخلی هم نینجامید.
- تغییر نقشه جغرافیایی ایران، ایدهای که فاقد امکان تحقق عملی بود.
- احیای سلطنت وابسته و جایگزینی ساختار سیاسی کشور، پروژهای که پایگاه اجتماعی و امکان اجرایی نیافت.
- نابودی کامل توان دفاعی و نظامی ایران، هدفی که بارها اعلام شد اما به مرحله عمل نرسید.
- استثمار منابع نفتی ایران به الگوی کشورهایی مانند ونزوئلا، برنامهای که قابلیت پیادهسازی پیدا نکرد.
- تقویت پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و استفاده مؤثر از آنها علیه ایران، راهبردی که کارایی لازم را از دست داد.
- سلب حق استفاده صلحآمیز ایران از انرژی هستهای، خواستی که در سطح حقوقی و عملی تحقق نیافت.
- نابودی صنایع موشکی، ناوگان پهپادی، شناورهای تندرو و شهرکهای دفاعی ایران، هدفی که فراتر از ظرفیت عملیاتی طرف مقابل بود.
- بیسرسازی نظام سیاسی و نیروهای مسلح ایران حتی در بازهای کوتاه، طرحی که امکان تحقق نیافت.
- تبدیل اسرائیل به هژمون مطلق نظامی و ناظم غرب آسیا، راهبردی که با واقعیتهای میدانی همخوان نشد.
- ایجاد شکاف حداکثری در ائتلاف حاکم بر ایران و فروپاشی انسجام تصمیمگیری، هدفی که به انسداد سیاسی برخورد کرد.
- حذف و نابودی همپیمانان منطقهای ایران، بهویژه حزبالله، برنامهای که به نتیجه تعیینکننده نرسید.
- سلب اهرم راهبردی تنگه هرمز از ایران، اقدامی که امکان اجرایی پیدا نکرد.
جمعبندی بسیاری از کارشناسان برجسته روابط بینالملل نشان میدهد که با وجود این حجم از فشار نظامی، اقتصادی و شناختی، هدف راهبردی اصلی از مسیر جنگ قابل تحقق واقع نشد و آنچه رخ داد، در تراز تحلیلی، بهعنوان یک شکست راهبردی بزرگ ارزیابی میشود.