جمعهای دیگر از راه رسید، اولین جمعه پس از ماهی که در آن، دلهایمان را به امید رحمت و مغفرت گره زدیم، اولین جمعه پس از شبهایی که تقدیرمان را به قلم قدرتت نوشتی و ما به سرنوشت خویش، سر تسلیم فرود آوردیم.
آقای من، مولای غایب از نظر، در تمام آن نجواهای شبانه، در هر قطره اشکی که بر گونههای خستهمان لغزید، یک دعا از دلهای شکستهمان برمیخاست: تعجیل در ظهورت!
به یقین، آن "آمین" را تو بر زبان آوردی، آن تأیید را از نگاه مهربانت گرفتی. به حق همهی دعاهایی که در لیالی قدر، در خلوتمان با خدای خویش، نام تو را زمزمه کردیم، تو نیز دعا کن!
دعا کن که این شبهای تیره، به طلوع جمالت روشن شود، دعا کن که زمین از عدل تو سیراب گردد، دعا کن که دلهای شکسته، به نگاه تو آرام گیرند.
مولای من، به حق آن بغضهای فروخورده، به حرمت آن نالههای بیصدا، ظهور کن! جهان، بیتو در تاریکی دست و پا میزند، بیا و صبح را به دنیایمان بازگردان...
اللهم عجل لولیک الفرج
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh