غزه را نمیتوان به فراموشی سپرد؛
نباید روزی بگذرد بیآنکه نامش را بر زبان آوریم و از درد و حماسهاش ننویسیم.
خداوند در کتاب جاودانهاش، قرآن، هرگاه از جهاد گفته، سخن از انفاق و بذل مال نیز به میان آورده است.
جهاد تنها شمشیر در میدان نیست؛ گاهی دستی که کمک میکند، دلی که میسوزد، و مالی که در راه خدا خرج میشود، خود جهاد است.
اگر امروز از ما خواسته نشده که شمشیر برگیریم و در میدان نبرد با صهیون ستیز کنیم،
اما مگر نمیتوانیم با آنچه داریم، هرچند اندک، شریکِ جهاد اهل غزه باشیم؟
مادری از دل آتشِ غزه چنین فریاد میزند:
«همسرم در برابر چشمانم به شهادت رسید.
پای فرزندم را بریدند... با روسریام زخم پایش را بستم، چهار کیلومتر او را بر دوش کشیدم...
اما پسرم نیز پر کشید.
هر آنچه در توانم بود انجام دادم...
حتی روسریام نیز در این راه به کار آمد...
اما مسلمانان، به اندازهی همان روسریِ خونین، به یاری ما نیامدند!»
این سخن، زخمی است که بر پیشانی امت نشسته؛
و آن نگاه، نگاهِ پرسشگری است که در قیامت، ما را نیز خطاب خواهد کرد.
اگر به اندازهی توانمان قدمی برنداریم،
اگر دلمان با مردم مظلوم خداجویی که بر زمین افتادهاند نباشد،
روزی در پیشگاه عدل الهی، صدای شکایت این مادر را خواهیم شنید...
غزه را فراموش نکنید.
غزه، آینهی غیرتِ ماست...
و خون مظلوم، نزد خدا هرگز گم نخواهد شد.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh