یکی از رفتارهای پنهان اما آسیبزایی که بسیاری از افراد – بهویژه در موقعیتهای مدیریتی – با آن دستوپنجه نرم میکنند، نشخوار فکری است. این الگوی ذهنی منفی، حالتی است که فرد بهطور مداوم درگیر افکار تکراری، نگرانیهای بیپایه و مرور اشتباهات گذشته میشود؛ افکاری که نهتنها راهحلمحور نیستند، بلکه تمرکز و انرژی ذهن را از اقدامات مؤثر بازمیدارند.
در چنین شرایطی، ذهن به جای پرداختن به تصمیمگیریهای ضروری، درگیر مسائلی میشود که یا قابل اصلاح نیستند، یا اساساً خارج از کنترل فرد قرار دارند. شخص ممکن است مدام سناریوهای منفی را در ذهن خود مرور کند، از بدترین نتایج ممکن بترسد، بیوقفه به «اگر»ها و «شاید»ها بیندیشد و در نهایت، به دلیل ترس از تصمیمهای اشتباه، از هر اقدامی صرفنظر کند.
این روند نهتنها موجب کاهش بهرهوری و تصمیمگیری مؤثر در سازمان میشود، بلکه به مرور باعث بیخوابی، فرسودگی ذهنی و احساس گیر افتادن در زندگی شخصی و حرفهای خواهد شد. نشخوار فکری نوعی توقف ذهنی ایجاد میکند؛ فرد در گذشته میماند، اشتباهات را بارها مرور میکند و از حرکت به سمت آینده بازمیماند.
مدیریت موفق، بر پایه تمرکز بر قابلیتها و اقدام مؤثر استوار است، نه بر نگرانیهای بیپایه. برای عبور از دام نشخوار ذهنی، باید ذهن را تربیت کرد تا انرژی خود را صرف آنچه در کنترل ماست کند، نه آنچه خارج از دایره تأثیرگذاری ما قرار دارد.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh