تَفَضَّلْ عَلَی مَنْ شِئْتَ تَکُنْ أَمِیَرهُ
وَاسْتَغْنِ عَمِّنْ شِئْتَ تَکُنْ نَظِیْرَهُ
وَافْتَقِرٌ إلی مَنْ شِئْتَ تَکُنْ أَسِیْرَهُ
علی علیهالسلام
امروز، جهان به بیشهای بدل شده که در آن قانون جنگل حاکم است. عدالتی که روزگاری تاج بر سر داشت، اکنون به خاک افتاده، و اخلاق، چونان گوهری در زیر خروارها خاک دفن گشته است. نگاهی به غزه بینداز، به پیکرهای خاکآلود کودکان، به آسمان خراشهایی که حالا جز آوار نیستند، و به چشمهای بیپناهی که در قاب سکوت جهانیان، فریاد میزنند؛ فریادی که حتی درندگان جنگل را شرمنده میکند.
در چنین جهانی، که ستم تاج بر سر نهاده و حقیقت به زنجیر کشیده شده، اگر قرار است جمهوری اسلامی عمود خیمۀ امت خداجوی و آزادگان باشد، باید از هر نشانی از ذلت و عجز در برابر دشمن بپرهیزد. چرا که دشمن، همان است که دست دوستیاش با تیغی پنهان همراه است.
اینجاست که سخن مولای متقیان، چونان مشعلی در تاریکی میدرخشد:
«به هر که خواهی بخشش کن، تا فرمانروای او شوی؛
از هر که خواهی بینیاز باش، تا همرتبهاش گردی؛
و به هر که خواهی نیازمند شو، تا بندۀ او شوی.»
ما ملتی هستیم که عزت را در پرتو توکل به خدا و تکیه بر ظرفیتهای خود میجوییم، نه در خم شدن در برابر دشمن. آن روز که دستگیر شدیم، دستگیریمان از روی کرامت بود، نه از سر احتیاج؛ و امروز نیز اگر گفتوگویی در پیش است، باید برآمده از موضع قدرت باشد، نه اظهار عجز.
در نظام اسلامی، مذاکره اگر لازم باشد، باید از موضع عزت و حکمت باشد؛ نه تسلیم. چرا که مسلمان واقعی، همان است که نه زیر بار ذلت میرود، و نه دست گدایی به دشمن دراز میکند.
بیاییم دوباره این کلام علوی را نصبالعین کنیم:
«نیاز، زنجیر اسارت است؛ و کرامت، در بینیازی است.»
اللهم عجل لولیک الفرج
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh