چند روز پیش در نشستی با یکی از دوستان قدیمی که اکنون معاون برنامهریزی یکی از بانکهای خصوصی است، بحثی درباره مدیریت مطرح شد. من بهجای پرداختن به مباحث کلاسیک و نظری، تلاش کردم از زاویهای راهبردی به موضوع نگاه کنم. نکاتی که در آن جلسه مطرح شد، به نظرم برای اعضای گروه "افق اندیشه" نیز مفید خواهد بود.
اگرچه بسیاری از دوستان با کلیات این مباحث آشنا هستند، اما مرور دوباره آن میتواند فرصتی برای بازنگری در شیوههای مدیریتیمان فراهم کند. در یک تقسیمبندی ساده، میتوان مدیران را به سه گروه کلی طبقهبندی کرد:
گروه اول: مدیران حافظ وضعیت موجود
این دسته از مدیران معمولاً در رأس مجموعههای تجاری، اداری یا خدماتی قرار میگیرند. ویژگی شاخص آنها حفظ شرایط فعلی سازمان است؛ یعنی اگر سازمانی به آنها سپرده شود، پس از دو یا سه سال تقریباً به همان شکل اولیه بازگردانده میشود، بدون آنکه ارزش افزوده ملموسی ایجاد شده باشد. این مدیران معمولاً پس از پایان دوره مسئولیتشان، مانند حبابی محو میشوند و اثری ماندگار از خود به جا نمیگذارند.
گروه دوم: مدیران پوپولیست
هدف اصلی این گروه نه توسعه سازمان، بلکه مطرحکردن خودشان است. با شرکت در جلسات برونسازمانی، توزیع بستههای معیشتی میان کارکنان و تلاش برای جلب توجه رسانهها یا مدیران ارشد دولتی، میکوشند تصویر مثبتی از خود بسازند. با این حال، توجه چندانی به زیرساختها، مأموریت اصلی سازمان و مسائل راهبردی ندارند. نتیجه مدیریت این گروه، معمولاً انباشت بدهیهای مالیاتی و تأمین اجتماعی، کاهش اعتبار سازمان نزد مشتریان، توقف توسعه بازار و آسیب به ساختار داخلی است. میزان خسارات این سبک مدیریت، زمانی روشن میشود که دوره مدیریتشان به پایان برسد.
گروه سوم: مدیران بازسازیگر و مسئولیتپذیر
این مدیران، در شرایطی وارد سازمان میشوند که ساختارها آسیب دیده و سازمان دچار بحران شده است. اما آنها مدیریت را صرفاً یک موقعیت نمیدانند، بلکه آن را مسئولیتی سنگین و امانتی مهم تلقی میکنند. آنها تلاش میکنند زیرساختهای تخریبشده را بازسازی و سازمان را احیا کنند. با توجه به شرایط موجود، ممکن است نتوانند اقدامات پوپولیستی انجام دهند یا کارکنان را با وعدههای کوتاهمدت راضی نگه دارند، چراکه اولویت آنها ساماندادن به بنیادهای سازمان است. این نوع مدیران کمیاباند، اما منشأ اثرات ماندگار هستند.
در پایان، پیشنهاد میکنم هر یک از ما خود را با در نظر گرفتن این سه الگوی مدیریتی، منصفانه مورد ارزیابی قرار دهیم. کدام دسته را نمایندگی میکنیم؟ و مهمتر از آن، آیا میتوانیم خود را به سوی سبک سوم سوق دهیم؟
اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh