جریان «یمانی» که توسط فردی به نام ناصر محمد یمانی در یمن پایهگذاری شده، یکی از جریانهای انحرافی معاصر در زمینه مهدویت است که با بهرهگیری از فضای آشوبزده و بحرانخیز منطقه، به نشر ادعاهای کاذب و سوءاستفاده از مفاهیم مقدس اسلامی پرداخته است. ناصر محمد یمانی از حدود سال ۲۰۰۵ میلادی در فضای مجازی، بهویژه از طریق سایت رسمی خود، ادعای «امام مهدی» بودن را مطرح کرد و مدعی شد که خداوند او را از راه وحی مستقیم به این مقام منصوب کرده است؛ ادعایی که نه با آموزههای قطعی دین اسلام سازگار است و نه با سیره اهلبیت علیهمالسلام تطابق دارد. این جریان بهخصوص در دوران ناآرامیهای یمن و جنگهای داخلی، در میان گروهی از مردم سادهدل یا جستوجوگر حقیقت، نفوذ نسبی پیدا کرد.
ناصر محمد یمانی، برخلاف رویکرد شیعی در مسئله مهدویت، ادعا میکند که مهدی موعود، فرزند امام حسن عسکری علیهالسلام نیست و اصولاً اعتقاد به غیبت را نادرست میداند. او خود را امام مهدی منصور مینامد و مدعی است که علم تأویل قرآن، تنها نزد اوست و کسی جز او قادر به درک لایههای باطنی قرآن نیست. او گاه حتی پیامبر اسلام و اهلبیت علیهمالسلام را زیر سوال میبرد و سخنانی خلاف اجماع مسلمانان، بهویژه شیعیان، مطرح میکند. همچنین، او مانند بسیاری از مدعیان دروغین، زمان ظهور و پایان دنیا را مشخص کرده و از نشانههای آخرالزمان، برداشتی شخصی و خارج از چارچوب روایات معتبر ارائه میدهد.
از منظر علمی و فقهی، جریان یمانی ناصر محمد یمانی، دچار انحرافهای متعدد عقیدتی و کلامی است. نخست آنکه ادعای مهدویت بدون مستندات روایی معتبر و خارج از چارچوب مهدویت شیعی، خود نوعی افترا به دین محسوب میشود. دوم آنکه ادعای دریافت وحی پس از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله، بهروشنی با نصوص قرآن و اجماع امت اسلامی در تضاد است. سوم آنکه روش تبلیغاتی این جریان مبتنی بر استفاده از جهل دینی مردم و فضای رسانهای اینترنت است که بدون نظارت و مرجعیت علمی، امکان نشر هر نوع انحرافی را فراهم میآورد. علمای شیعه و حتی بسیاری از علمای اهلسنت، او را نهتنها گمراه، بلکه گمراهکننده دیگران دانستهاند.
در نتیجه، «جریان یمانی» ناصر محمد یمانی، بیش از آنکه جنبشی دینی یا موعودگرایانه باشد، پدیدهای است در امتداد تاریخ پر از مدعیان دروغین که با انگیزههای فردی، سیاسی یا روانی، از باورهای پاک شیعیان و منتظران واقعی مهدی موعود علیهالسلام سوءاستفاده میکنند. اینگونه فرقهها با تخریب عقاید اصیل، نهتنها راهی به سوی حقیقت ندارند، بلکه در مسیری انحرافی قرار دارند که میتواند امت را از وحدت و بصیرت دینی باز دارد. تنها راه مقابله با اینگونه جریانها، آگاهیبخشی، رجوع به منابع معتبر دینی، و ارتباط مستمر با علما و مراجع دینی است تا مصداق آیه «إن تتبعون إلا الظن وإن أنتم إلا تخرصون» نشویم.
اللهم عجل لولیک الفرج
✍ عبدالکریم نعناکار
https://eitaa.com/ofoghe_andisheh
https://chat.whatsapp.com/Fqkla۷۷TU۳۹E۹MFeCkM۹mw